محمد و مومنان در صدر اسلام

Muhammad and the believers : at the origins of Islam

۲۸۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«محمد و مومنان: در خاستگاه‌های اسلام» نوشتهٔ فرد دانر وارد یکی از مناقشه‌برانگیزترین بحث‌های تاریخ اسلام می‌شود: جامعه‌ای که در دهه‌های نخست قرن هفتم پیرامون محمد شکل گرفت، از همان ابتدا خود را «اسلام» به معنای یک دین کاملا متمایز از یهودیت و مسیحیت می‌فهمید، یا این هویت بعدها به‌تدریج صورت روشن‌تری پیدا کرد؟ دانر پاسخ دوم را پیشنهاد می‌کند. به نظر او، جنبش آغازین را بهتر است «جنبش مومنان» بنامیم: حرکتی اصلاح‌گر، توحیدی و شدیدا معطوف به تقوا و روز داوری که در مرحلهٔ نخست می‌توانست شماری از یهودیان و مسیحیان موحد را نیز در محدودهٔ خود بپذیرد. این تز جایگاه کتاب را میان روایت سنتی و تاریخ‌نگاری تجدیدنظرطلب مشخص می‌کند. دانر نه وجود تاریخی محمد را زیر سوال می‌برد و نه معتقد است همهٔ منابع اسلامی متأخر را باید کنار گذاشت. در عوض، آنها را با قرآن، اسناد اولیه، کتیبه‌ها، سکه‌ها و شواهد غیرمسلمان مقایسه می‌کند و می‌پرسد کدام عناصر احتمالا به نخستین مراحل جنبش بازمی‌گردند. نتیجه نوعی «تجدیدنظرطلبی میانه‌رو» است: داستان رایج آغاز اسلام نیازمند اصلاح جدی است، اما نه تا حدی که تاریخ سدهٔ نخست کاملا از نو اختراع شود. مرکز استدلال دانر خود واژهٔ «مومنان» است. قرآن بارها اعضای جامعه را «مومنین» خطاب می‌کند و بر توحید، تقوا، نماز، انفاق، روز داوری و پیروی از وحی تأکید دارد. دانر از این شواهد نتیجه می‌گیرد که مرز هویتی جامعهٔ نخستین احتمالا به صلابت دوره‌های بعد نبوده است. «صحیفهٔ مدینه» نیز برای او اهمیت ویژه دارد، زیرا در آن برخی گروه‌های یهودی در درون نظم سیاسی امت جای می‌گیرند. از این منظر، پیام محمد در آغاز بیش از آنکه اعلام تأسیس دینی کاملا جداگانه باشد، دعوتی برای گردآوردن پرهیزگاران توحیدی زیر یک نظم اخلاقی و سیاسی تازه بود. عامل دیگری که دانر برجسته می‌کند، انتظار نزدیک‌بودن روز قیامت است. در خوانش او، فضای آخرالزمانی قرآن فقط یک عنصر اعتقادی در کنار عناصر دیگر نیست؛ به فوریت اخلاقی جنبش معنا می‌دهد. اگر داوری الهی نزدیک باشد، ساختن جامعه‌ای عادل، اصلاح رفتار و گسترش حاکمیت مومنان دیگر پروژه‌هایی برای آینده‌ای دور نیستند. حتی فتوحات پس از مرگ محمد نیز در این چارچوب فقط توسعهٔ یک دولت عربی دیده نمی‌شوند؛ دانر آنها را بخشی از گسترش سیاسی «جامعهٔ مومنان» می‌خواند. یکی از جسورانه‌ترین بخش‌های کتاب به این پرسش می‌پردازد که چه زمانی این جنبش به هویتی مشخصا «اسلامی» تبدیل شد. دانر این فرایند را تدریجی می‌داند و برای اواخر قرن هفتم، به‌ویژه دورهٔ عبدالملک، اهمیت زیادی قائل است. تأکید عمومی‌تر بر محمد به‌عنوان رسول خدا، کتیبه‌های قبه‌یالصخره، اصلاح سکه‌ها و نشانه‌های دولتی صریح‌تر، از نظر او بخشی از لحظه‌ای هستند که مرز اسلام با مسیحیت و یهودیت روشن‌تر می‌شود. «مومن» به‌تدریج بیش از پیش با «مسلمان» به معنای هویتی اعتقادی و اجتماعی متمایز منطبق می‌شود. این بازسازی جذاب است، چون چند مسئلهٔ پراکنده را در یک مدل توضیحی واحد قرار می‌دهد: زبان قرآن، موقعیت یهودیان در مدینه، حضور مسیحیان در دستگاه اموی و دیرپدیدبودن برخی نشانه‌های آشکار هویت رسمی اسلامی. اما همین انسجام بزرگ‌ترین محل آسیب‌پذیری کتاب نیز هست. شواهد قرن هفتم اندک‌اند و فاصلهٔ میان «مرزهای منعطف» و «فقدان یک هویت دینی متمایز» فاصله‌ای کوچک نیست. منتقدان دانر پرسیده‌اند چگونه جامعه‌ای با مناسک، قانون و مرکز عبادی خاص می‌توانسته تا این اندازه از نظر اعتقادی فراگیر باقی بماند. افزون بر این، آیاتی از قرآن که با آموزه‌های مسیحی یا گروه‌های یهودی جدل می‌کنند، نشان می‌دهند تمایزات دینی از همان آغاز بی‌اهمیت نبوده‌اند. خود پژوهش‌های بعدی نیز بیشتر از یک فرایند تدریجی و نامتوازن سخن می‌گویند تا لحظه‌ای واحد که در آن «اسلام» ناگهان پدید آمده باشد. ارزش «محمد و مومنان» دقیقا در همین محل اختلاف است. دانر نمی‌خواهد داستانی عجیب‌تر از روایت سنتی بسازد؛ می‌خواهد واژگانی را که برای گذشته بدیهی گرفته‌ایم دوباره مسئله کند. شاید مسلمانان نخستین خودشان را دقیقا با همان مرزها و دسته‌بندی‌هایی نمی‌دیدند که مورخان چند قرن بعد یا ما امروز به گذشته نسبت می‌دهیم. اگر این فرض حتی تا حدی درست باشد، منشأ اسلام دیگر صرفا تاریخ ظهور یک دین تازه نیست؛ تاریخ تبدیل یک جنبش مومنان به جامعه‌ای است که به‌تدریج فهمید چه کسی را درون خود می‌داند، چه کسی را بیرون، و با چه نامی می‌خواهد در تاریخ شناخته شود.

تعداد صفحه
۲۸۴
شابک
۹۷۸۶۲۲۸۳۸۹۶۸۴
سال نشر
۱۴۰۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.