مارینو فالیرو،دوک ونیز

Marino Faliero, Doge of Venice

۳.۶ از ۵۲۴۵ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«مارینو فالیرو، دوک ونیز» تراژدی تاریخی پنج‌پرده‌ای لرد بایرون است که در سال ۱۸۲۱ منتشر شد و حسین قدسی آن را برای مجموعهٔ «جهان نمایش» نشر نی به فارسی برگردانده است. بایرون ماجرایی از ونیز سدهٔ چهاردهم را دستمایه قرار می‌دهد، اما مسئله‌اش بازسازی صرف یک واقعهٔ تاریخی نیست. در مرکز نمایشنامه مردی قرار دارد که در رأس جمهوری ونیز ایستاده، اما درمی‌یابد عنوان و قدرت رسمی‌اش الزاما به معنای اختیار واقعی نیست. از همین شکاف، تعارض اصلی اثر شکل می‌گیرد: حیثیت فردی در برابر قانون، قدرت دوک در برابر اقتدار اشراف و وفاداری به نظام سیاسی در برابر شورش علیه همان نظام. مارینو فالیرو، دوک سالخوردهٔ ونیز، پس از اهانتی که به همسرش و در نتیجه به حیثیت او می‌شود، انتظار دارد دستگاه حکومتی واکنشی متناسب نشان دهد. مجازاتی که برای عامل اهانت تعیین می‌شود از نظر او ناچیز است. اما مسئله به‌تدریج از رنجش شخصی بزرگ‌تر می‌شود. فالیرو خود را با نظمی سیاسی روبه‌رو می‌بیند که در آن دوک ظاهرا عالی‌ترین مقام جمهوری است، ولی ساختار اشرافی قدرت توان او را محدود می‌کند. بایرون از این وضعیت استفاده می‌کند تا مرز میان انگیزهٔ شخصی و عمل سیاسی را مبهم سازد: آیا خشم فالیرو صرفا انتقام مردی تحقیرشده است، یا مواجهه‌ای با ساختاری که عدالت را در خدمت طبقهٔ حاکم قرار داده است؟ همین ابهام شخصیت فالیرو را از قالب قهرمان انقلابی ساده بیرون می‌آورد. بایرون نه شورش را یکسره تقدیس می‌کند و نه نظم جمهوری ونیز را به‌عنوان نظمی عادلانه می‌پذیرد. دوک هم از امتیازات همان طبقه‌ای بهره برده که اکنون علیه آن می‌شورد و هم به محدودیت‌هایش اعتراض دارد. در سوی دیگر، نارضایتی مردم و طبقات پایین‌تر ونیز فقط پس‌زمینهٔ عصبانیت شخصی او نیست؛ نمایشنامه برخورد واقعی منافع و منزلت‌های اجتماعی را وارد تراژدی می‌کند. بنابراین پرسش دشوار اثر این است که چه زمانی مقاومت در برابر قدرت به طلب عدالت تبدیل می‌شود و چه زمانی میل به عدالت پوششی برای زخمی شخصی باقی می‌ماند. از نظر فرم نیز «مارینو فالیرو» در کارنامهٔ بایرون جایگاه ویژه‌ای دارد. او برخلاف بسیاری از نمایشنامه‌های رمانتیک زمان خود به الگوی نئوکلاسیک و وحدت‌های نمایشی گرایش نشان می‌دهد و رخدادها را در محدوده‌ای فشرده نگه می‌دارد. پژوهشگران در عین این ساختار کلاسیک، زبان و کشمکش‌های فکری اثر را با سنت شکسپیری، به‌ویژه «ژولیوس سزار»، مرتبط دانسته‌اند. خود بایرون نیز تأکید داشت که نمایشنامه را ابتدا برای صحنه ننوشته و بیش از هر چیز می‌خواسته یک واقعهٔ تاریخی استثنایی را در قالب گفت‌وگو و درام ثبت کند. بااین‌حال اثر خیلی زود در تئاتر دروری لین لندن روی صحنه رفت. نقطهٔ قوت نمایشنامه در همین اصطکاک میان تاریخ و تراژدی شخصی است. بایرون اجازه نمی‌دهد سیاست به مجموعه‌ای از شعارها تقلیل پیدا کند؛ تصمیم سیاسی از غرور، تحقیر، تعلق طبقاتی و تصور فرد از خودش تغذیه می‌شود. در مقابل، وفاداری نسبتا سخت‌گیرانهٔ او به فرم نئوکلاسیک و حجم گفت‌وگوهای سیاسی ممکن است برای خواننده‌ای که از بایرون انتظار شور و سیالیت «دون ژوان» را دارد، خشک‌تر و کم‌تحرک‌تر به نظر برسد. اما همین انضباط فرمی فشار تعارض را افزایش می‌دهد: شخصیت‌ها فضای زیادی برای گریز از پیامدهای مواضع خود ندارند. «مارینو فالیرو، دوک ونیز» در نهایت خواننده را در برابر پرسشی باقی می‌گذارد که از ونیز قرن چهاردهم فراتر می‌رود: اگر قانونی بتواند نظم را حفظ کند اما احساس عدالت را از میان ببرد، وفاداری به آن قانون تا کجا فضیلت است و از کجا به اطاعت تبدیل می‌شود؟

تعداد صفحه
۲۴۵
شابک
۹۷۸۶۲۲۰۶۰۸۰۴۲
سال نشر
۱۴۰۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.