رواقیگری و ببرهایی که برای عصرانه میآیند
Fear & Insecurity
- نوشته مدرسه زندگی
- ترجمه دلبر یزدان پناه
- ناشر میلکان
عصر است، چای دم کشیده و کسی زنگ در را میزند. مهمانی که پشت در ایستاده ببر است. عنوان «رواقیگری و ببرهایی که برای عصرانه میآیند» یادآور داستان کودکانهی «ببری که برای عصرانه آمد» نوشتهی جودیت کر است، اما کتاب از این تصویر برای صحبت دربارهی اتفاقهای ناخواستهی زندگی استفاده میکند. این اثر را مدرسهی زندگی نوشته و فلسفهی رواقی را نه از راه تاریخ و اصطلاحات، بلکه از دل نگرانیهای روزمره بررسی میکند. پرسش محوریاش ساده است: وقتی زندگی طبق انتظار ما پیش نمیرود، چگونه میتوان آرامش و تعادل را حفظ کرد؟ خواننده بهجای مرور زندگینامهی فیلسوفان باستان، با ایدههایی روبهرو میشود که دربارهی ترس از شکست، دلهرهی از دست دادن، تغییر ناخواستهی شرایط و حساسیت به قضاوت دیگران به کار میآیند. هستهی فکری کتاب به مرز میان دو دسته از چیزها برمیگردد: آنچه در اختیار ماست و آنچه نیست. رواقیان باستان بخش بزرگی از زندگی خوب را در توانایی دیدن همین مرز میدانستند. کار، رابطه، وضع مالی، نظر اطرافیان و حتی بعضی شرایط جسمانی و اجتماعی همیشه مطابق میل ما پیش نمیروند. کتاب نمیگوید این اتفاقها بیاهمیتاند یا باید آنها را خوب دانست. آنچه مطرح میکند فاصلهای است که میشود میان خود رویداد و داوریمان دربارهی آن گذاشت. شکست در یک کار شاید واقعیتی ناخوشایند باشد، ولی جملهی «من یک شکستخوردهام» برداشتی ذهنی است که خودمان به ماجرا اضافه میکنیم. از همینجا کتاب نشان میدهد که بخشی از رنج روانی از خود اتفاق نمیآید و از معنایی میآید که به آن میدهیم. در این چارچوب ببر معنای روشنتری پیدا میکند. او نماد هر چیزی است که ناگهان وارد زندگی میشود و برنامهها را به هم میریزد. نمیتوان همیشه جلوی آمدنش را گرفت، اما میتوان دربارهی شیوهی مواجهه با او فکر کرد. یکی از تمرینهای شناختهشدهی سنت رواقی تصور کردن احتمال وقوع اتفاقهای ناخوشایند است. کتاب این تمرین را نشانهی بدبینی یا انتظار دائمی فاجعه نمیداند. ایده این است که شکست، بیماری، فقدان و ناکامی میتوانند بخشی از زندگی باشند و کسی که این را بپذیرد، کمتر به این تصور چنگ میزند که همهچیز باید دقیقا طبق برنامه پیش برود. اگر روزی اتفاقی دشوار رخ دهد، شاید آمادگی بیشتری برای روبهرو شدن با آن داشته باشد. این کتاب نگرانی و اضطراب را هم از همین زاویه میبیند و میگوید بخشی از انرژی ذهنی که صرف پیشبینی و مهار آینده میشود، میتواند به تصمیمها و رفتارهای همین لحظه برگردد. در نگاه رواقی آرامش به معنای حذف خشم، غم یا ترس نیست. آدم همچنان میترسد یا خشمگین میشود، اما میتواند تلاش کند بلافاصله بر پایهی آن احساس عمل نکند. فاصله گرفتن از واکنش آنی، وارسی قضاوتهای ذهنی و توجه به ارزشهایی که فرد میخواهد بر اساس آنها زندگی کند، بخشی از این فرایند است. کتاب میان مسئولیتپذیری و کنترلگری هم تفاوت میگذارد. میشود برنامهریزی کرد، تصمیم گرفت و برای هدفها کوشید، ولی نتیجهی نهایی همیشه دست ما نیست. «رواقیگری و ببرهایی که برای عصرانه میآیند» در مجموع دربارهی یادگیری نوعی آرامش عملی در برابر واقعیتهای نامطمئن است. پیامش این نیست که آدم باید در برابر مشکلات بیاحساس شود، بلکه این است که میان آنچه پیش میآید و شیوهی پاسخ دادن به آن میتوان فاصله انداخت.
- تعداد صفحه
- ۲۵۶
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۱۲۳۱۰۶۵
- سال نشر
- ۱۴۰۵