عهد بیرحمانه
Ruthless vows
«سوگندهای بیرحمانه» جلد دوم و پایانی از مجموعه رقبای الهی نوشته ربکا راس، رشتههای داستانی نفسگیر جلد نخست را از نقطهای ویرانگر پی میگیرد. آنچه در آغاز، وعده یک عاشقانه بر بستر نامههای جادویی در سایه نبرد خدایان را میداد، اکنون به آزمونی سخت برای بقا بدل شده است. راس در این اثر، مرزهای جهان داستانی خود را وسعت میبخشد تا شخصیتهایش را در عمیقترین تاریکیها فرو ببرد و این پرسش را پیش روی مخاطب بگذارد: وقتی حافظه از دست میرود، آیا عشق میتواند جای خالی آن را پر کند؟ داستان دقیقا از همان جایی آغاز میشود که جلد اول تمام شد. رومن کیت، روزنامهنگار جوان، اینک در چنگ دوراک، خدای جنگ، گرفتار است و هویتی مخدوش دارد. نویسنده رومن را از قهرمان پیشین تهی کرده و او را در میان فروپاشی و بازسازی، و میان آنچه بوده و آنچه دشمن میخواهد از او بسازد، قرار میدهد. در سوی دیگر، آیریس که پیشتر تنها سلاحش واژهها بود، اکنون باید با همان واژهها به رویارویی با فراموشی برود و بار سنگین جنگ را بر دوش بکشد. این دو که پیشتر از طریق ماشینهای تحریر جادویی به یکدیگر پیوند خورده بودند، در این جلد زمان زیادی را در جدایی میگذرانند؛ جدایی کشداری که ریتم داستان را از یک تعقیبوگریز عاشقانه به کندوکاوی درونی در معنای مقاومت و ایستادگی تغییر میدهد. مسئله رمان، واکاوی رابطه میان کلمه و حقیقت در زمانه نبرد است. روزنامهنگاری در این جهان داستانی که از فضای جنگ جهانی اول وام گرفته، دیگر حرفهای بیخطر نیست، بلکه خود میدان نبرد محسوب میشود. پروپاگاندا، سانسور و دروغهای مصلحتی، قویترین پیوندها را به بازی میگیرند. هنگامی که رومن با هویتی مخدوش زیر پرچم دشمن قلم میزند و آیریس در جبهه مقابل به دنبال حقیقت میگردد، خط فاصل میان قهرمان و قربانی محو میشود. این خاکستریسازی، شجاعانهترین جنبه داستان است؛ شروران هویتی یکدست ندارند و حتی خدای جنگ نیز قدرتی خودمحق جلوه میکند که گمان دارد نظم را به جهانی پارهپاره بازمیگرداند. با این حال، این عمقبخشی گاه تعلیق اصلی را کمرنگ کرده و خواننده را با تردیدی سرد رها میکند که آیا این تقابل اصلا برندهای دارد یا خیر. با وجود این پیچیدگیها، جدایی طولانیمدت شخصیتهای اصلی باعث میشود تا آن تبادل دیالوگهای پرکشش جلد نخست، جای خود را به نامهها و خاطراتی بدهد که گاه از پیشبردن احساسی روایت بازمیمانند. همچنین، برخی گرههای فرعی نظیر سرنوشت فارست یا خانواده آیریس با شتاب بسته میشوند و دقت نیمه نخست کتاب، در فصول پایانی فدای جمعبندی عاطفی میگردد. با این همه، این اثر، دلتنگی، خشونت جنگ و پافشاری بر قدرت کلمات را به مخاطب بازمیگرداند. راس عشق را نه در قالب نجاتهای ماورایی، بلکه از جنس انتخاب دوباره و ایستادن در کنار ویرانهها روایت میکند و پایانی تأملبرانگیز و وفادارانه را در ذهن خواننده بر جای میگذارد.
- تعداد صفحه
- ۵۲۸
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۴۶۵۷۰۹۱
- سال نشر
- ۱۴۰۴

