این تابستان بی تو تابستان نیست
its not summer without you
- نوشته جنی هان
- ترجمه بهار رضایی (1366)
- ناشر هیرمند
بلوغ تابستانهی یک دختر؛ «تابستانی که زیبا شدم» نخستین جلد از سهگانهی تابستان، نوشتهی «جنی هان» است. داستان ظاهری این رمان، پیرامون مضامینی چون عشق اول و حسادت در جیان است اما آنچه آن را از یک عاشقانهی ساده جدا میکند، احساسی عمیقتر از بلوغ و واردشدن به فصل تازهای از زندگی است. بلی یا ایزابل کانکلین، دختری پانزدهساله است و تابستانی را آغاز میکند که قرار است در آن شانزدهساله شود. او مثل تمام تابستانهای گذشته همراه مادرش، لورل، به خانهی ساحلی خانوادهی فیشر در کازینز بیچ میرود؛ جایی که از کودکی با سوزانا، دوست صمیمی مادرش، و دو پسر او، کنراد و جرمایا، خاطره ساخته است. اما این بار چیزی در حال تغییر است؛ او دیگر همان دختربچهای نیست که تا سالهای پیش بود. نگاه پسرها به او تغییر کرده و بلی این را خیلی خوب میفهمد! جنی هان در این نقطه از یک موقعیت آشنا -- دختری میان عشق د برادر - استفاده میکند، اما داستان را به همین مثلث عاشقانه محدود نمیکند. بلی از کودکی عاشق کنراد، برادر بزرگتر و مرموزتر، بوده است. او شیفتهی چیزی دستنیافتنی در وجود کنراد است که برایش قابلتوضیح نیست. در مقابل، جرمایا قرار دارد که هیچ شباهتی به برادرش ندارد و تمام وجودش سرزندگی و سادگی است. بلی حتی وقتی با پسری خارج از این مثل ارتباط میگیرد خیلی زود متوجه میشود تمام فکروذکرش پیش برادران فیشر است و مجدد به انها باز میگردد. شاید بیراه نباشد اگر بگوییم که «تابستان» یکی از شخصیتهای مهم این رمان است. نویسنده با توصیف دقیق ساحل، گرمای هوا، بوی دریا، مهمانیهای ساحلی و... خواننده را دعوت به تجربهای میکند که لذت بودن در آن با هیچچیز قابلمقایسه نیست. اما درست در دل همین زیبایی بصری صدایی آرام و نگرانکننده شنیده میشود که اگر این آخرین تابستان باشد چه؟ رفتار عجیب و سرد کنراد، تغییرات جرمایا و نگرانیهای سوزانا و لورل کمکم نشان میدهند که چیزی در پس این تعطیلات پنهان شده است. حقیقتی که بلی در ادامه متوجه آن میشود، معنای تمام رفتارهای عجیب دیگران را بر ملا میکند. یک مهمان ناخوانده، یک بیماری کشنده سر رسیده و قرار است تمام معادلات داستان را تغییر دهد. از اینجا، «زیبا شدن» بلی دیگر فقط به معنای تغییر ظاهر یا دیدهشدن توسط پسرها نیست. بلوغ واقعی او زمانی آغاز میشود که میفهمد جهان همیشه حول خواستهها و عاشقانههای خودش نمیچرخد؛ آدمهایی که دوستشان دارد، ترسها و رنجهایی دارند که او از آنها بیخبر است. عشق، در این لحظه، از میل به داشتن دیگری به توانایی دیدن درد او تغییر شکل میدهد. داستان رمان تابستانی که زیبا شدم، به همینجا ختم نمیشود و در دو کتاب بعدی مخاطب را با چالشهای تازهی کنراد و بلی آشنا میکند. این اثر پس از انتشار با استقبال بسیار زیاد مخاطبان روبهرو شد و در سال ۲۰۱۰ در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت. مطالعهی این رمان برای علاقهمندان به داستانهای عاشقانه و پرالتهاب جالبتوجه خواهد بود.
- تعداد صفحه
- ۲۶۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۰۸۸۱۴۸
- سال نشر
- ۱۴۰۵

