در باب تعادل

On Comparison

۲۰۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

«در باب تعادل» اثر آدام فیلیپس، روان‌کاو و جستارنویس بریتانیایی، مجموعه‌ای از تأملات روان‌کاوانه و فلسفی درباره یکی از پذیرفته‌شده‌ترین آرمان‌های زندگی انسانی است: متعادل بودن. معمولا تعادل را نشانه سلامت روان، بلوغ و خردمندی می‌دانیم و افراط را با بی‌ثباتی، خطر و فقدان خویشتن‌داری پیوند می‌زنیم. فیلیپس در این کتاب، که نخستین بار در سال ۲۰۱۰ با عنوان «On Balance» منتشر شد، همین بداهت ظاهری را زیر سوال می‌برد. چرا تصور می‌کنیم تعادل همواره مطلوب است؟ چه کسی تعیین می‌کند چه اندازه از عشق، لذت، اندوه، خشم یا اعتقاد کافی است؟ و آیا کوشش برای حفظ تعادل گاهی ما را از شناخت خواسته‌ها و تعارض‌های واقعی خود دور نمی‌کند؟ کتاب با پنج گفتار کوتاه درباره افراط آغاز می‌شود. فیلیپس نشان می‌دهد واکنش ما به زیاده‌روی دیگران، از پرخوری و مصرف بی‌رویه گرفته تا وابستگی عاطفی و تعصب اعتقادی، اطلاعات مهمی درباره خودمان در اختیارمان می‌گذارد. آنچه در رفتار دیگری تحمل‌ناپذیر می‌یابیم، ممکن است با ترس‌ها، تمایلات سرکوب‌شده یا محدودیت‌هایی ارتباط داشته باشد که بر زندگی خود تحمیل کرده‌ایم. او با الهام از فروید و لاکان، داوری اخلاقی درباره افراط را به پرسشی روان‌شناختی تبدیل می‌کند: چرا بعضی رفتارها بیش از اندازه ما را خشمگین، مجذوب یا مضطرب می‌کنند؟ البته مقصودش یکسان دانستن صورت‌های متفاوت افراط یا دفاع از رفتارهای آسیب‌زا نیست؛ مسئله این است که محکوم کردن یک رفتار لزوما به معنای فهمیدن آن نیست. این پرسش در جستارهای بعدی به حوزه‌های گسترده‌تری راه می‌یابد. فیلیپس در بحث بنیادگرایی نشان می‌دهد چگونه باورهای ظاهرا تغییرناپذیر می‌توانند در سازمان‌دهی هویت فرد نقش داشته باشند و چرا حتی کسانی که خود را اهل مدارا می‌دانند، ممکن است نسبت به برخی اعتقاداتشان انعطاف‌ناپذیر باشند. در بحث آموزش نیز این تصور را بررسی می‌کند که وظیفه مدرسه خوشحال کردن کودکان است. از نگاه او، آرمان‌هایی مانند خوشبختی، سازگاری و سلامت روان، هنگامی که بدون پرسش پذیرفته شوند، می‌توانند به معیارهایی محدودکننده برای تجربه انسانی تبدیل شوند. یکی از ویژگی‌های متمایز «در باب تعادل» شیوه پیوند دادن روان‌کاوی با ادبیات و هنر است. فیلیپس از داستان سیندرلا و نمایشنامه «ریچارد سوم» شکسپیر تا نوشته‌های دبلیو. جی. زبالد و شعر دبلیو. اچ. آودن بهره می‌گیرد تا نشان دهد میل، درماندگی، ترس و تمنای پذیرفته‌شدن چگونه در صورت‌های مختلف تجربه انسانی حضور دارند. این آثار برای او صرفا نمونه‌هایی در تأیید نظریه‌های روان‌کاوی نیستند؛ گاه خودشان امکان‌هایی برای بازاندیشی در مفاهیمی فراهم می‌کنند که روان‌شناسی معمولا با اطمینان بیشتری درباره‌شان سخن می‌گوید. بااین‌حال، کتاب استدلالی پیوسته با نتیجه‌ای واحد ندارد. فیلیپس جستارها و سخنرانی‌های مستقلی را گرد آورده و پیوند میان آن‌ها بیشتر از طریق بازگشت پرسش‌ها و مفاهیم شکل می‌گیرد. همین ساختار به او آزادی می‌دهد که از یک مسئله به مسئله‌ای دیگر حرکت کند، اما گاهی نیز بحث را پراکنده و دنبال کردن استدلال را دشوار می‌سازد. همچنین خوانش‌های روان‌کاوانه او، هرچند غالبا ظریف و برانگیزاننده‌اند، بیشتر بر تفسیر و کشف روابط احتمالی تکیه دارند تا شواهد تجربی قابل‌آزمون. در موضوعاتی مانند بنیادگرایی نیز تمرکز بر تعارض‌های روانی ممکن است اهمیت شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسی را در توضیح رفتار انسان کم‌رنگ کند. ارزش «در باب تعادل» تا اندازه زیادی در توانایی فیلیپس برای معلق نگه داشتن پاسخ‌های زودهنگام است. او خواننده را با این احتمال روبه‌رو می‌کند که برخی آرمان‌های ظاهرا معقول ما، از آرامش و سازگاری تا خویشتن‌داری، خود نیازمند بررسی باشند. انسانی که تمام نیروی خود را صرف مهار تمایلاتش می‌کند، شاید هرگز فرصت نیابد بفهمد از چه چیزی می‌ترسد و واقعا چه می‌خواهد. از این منظر، پرسش دشوار کتاب آن است که چگونه می‌توان حد و مرزهای زندگی را شناخت، بی‌آنکه پیشاپیش هر تجربه‌ای را که از آن مرزها فراتر می‌رود، نشانه شکست یا بیماری دانست.

تعداد صفحه
۲۰۸
شابک
۹۷۸۶۲۲۸۲۳۳۴۶۸
سال نشر
۱۴۰۵
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.