
۵ کتاب
تریسی شوالیه رماننویس آمریکایی-بریتانیایی است؛ با رمان تاریخی «دختری با گوشواره مروارید» به شهرت جهانی رسید. زندگی و خاستگاه او با واشینگتن دیسی، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست.تریسی شوالیه رماننویس آمریکایی-بریتانیایی است؛ با رمان تاریخی «دختری با گوشواره مروارید» به شهرت جهانی رسید. زندگی و خاستگاه او با واشینگتن دیسی، آمریکا پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست. آثار او اغلب از یک اثر هنری، واقعه تاریخی یا زندگی زنانی در حاشیه تاریخ شروع میشوند.
باید با غریبه هایی که با شما زندگی میکنند همان طور رفتار کنید که انگار در میان خودتان متولد شده اند و آنها را مثل اطرافیان خود دوست بدارید.
۵ کتاب
باید با غریبه هایی که با شما زندگی میکنند همان طور رفتار کنید که انگار در میان خودتان متولد شده اند و آنها را مثل اطرافیان خود دوست بدارید.
در سکوت حواس آدم کمتر پرت میشه. سکوت مداوم به انسان اجازه میده واقعاً به چیزی که در عمق وجودش جریان داره گوش بده. ما بهش میگیم امید و انتظار
« موهایت چه رنگی است؟» « قهوه ای. » « روشن یا تیره؟» « تیره. » پیتر لبخند زد. گویی کودکی را به بازی ترغیب میکند. « صاف یا مجعد؟» « هیچکدام. هردو. » از شدت گیجی خودم را جمع کردم. « بلند یا کوتاه؟» مکث کردم. « تا زیر شانه هایم. » همچنان لبخند میزد، سپس نگاهی دیگر به من انداخت و به سوی میدان بازار به راه افتاد.
مردی استثنایی است. چشمانش یک گنج طلا میارزد. ولی گاهی دنیا را فقط آن طور که خودش میخواهد میبیند، نه آن طور که هست. نتیجه دیدگاه هایش را برای دیگران، در نظر نمیگیرد. فقط به خودش و کارش فکر میکند، نه به تو. پس باید حواست جمع باشد.
« حالا به من نگاه کن» برگشتم و از روی شانه چپم به او نگاه کردم. نگاهمان در هم گره خورد نمیتوانستم به چیزی جز این که خاکستری چشمانش به رنگ درون یک صدف است، فکر کنم. به نظر میرسید در انتظار چیزی است. صورتم از ترس چیزی که از من انتظار داشت و به او نمیدادم، در هم فشرده شد. با صدایی ملایم گفت، « گری یت» کافی بود همین را بگوید. چشمانم از اشک پر شد که نگذاشتم بریزد. حالا فهمیدم. « درست شد، حرکت نکن. » میخواست مرا نقاشی کند.