دختری با گوشواره مروارید
Girl with a pearl earring
- نوشته تریسی شوالیه
- ترجمه طاهره صدیقیان
- ناشر کتابسرای تندیس
تریسی شوالیه تحصیلات خود را در رشته نویسندگی خلاق به پایان رساند. او آمریکایی الاصل است و اکنون در لندن زندگی میکند. تریسی شوالیه در کتاب جذاب ((دختری با گوشواره مروارید)) تاریخ و فلسفه را از نظر هنری و احساسی، در هم میآمیزد.
- تعداد صفحه
- ۲۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۷۵۷۴۰۱
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۱۱
نقل قولها و فعالیتها
۱۱ نقل قول
« موهایت چه رنگی است؟» « قهوه ای. » « روشن یا تیره؟» « تیره. » پیتر لبخند زد. گویی کودکی را به بازی ترغیب میکند. « صاف یا مجعد؟» « هیچکدام. هردو. » از شدت گیجی خودم را جمع کردم. « بلند یا کوتاه؟» مکث کردم. « تا زیر شانه هایم. » همچنان لبخند میزد، سپس نگاهی دیگر به من انداخت و به سوی میدان بازار به راه افتاد.
مردی استثنایی است. چشمانش یک گنج طلا میارزد. ولی گاهی دنیا را فقط آن طور که خودش میخواهد میبیند، نه آن طور که هست. نتیجه دیدگاه هایش را برای دیگران، در نظر نمیگیرد. فقط به خودش و کارش فکر میکند، نه به تو. پس باید حواست جمع باشد.
« حالا به من نگاه کن» برگشتم و از روی شانه چپم به او نگاه کردم. نگاهمان در هم گره خورد نمیتوانستم به چیزی جز این که خاکستری چشمانش به رنگ درون یک صدف است، فکر کنم. به نظر میرسید در انتظار چیزی است. صورتم از ترس چیزی که از من انتظار داشت و به او نمیدادم، در هم فشرده شد. با صدایی ملایم گفت، « گری یت» کافی بود همین را بگوید. چشمانم از اشک پر شد که نگذاشتم بریزد. حالا فهمیدم. « درست شد، حرکت نکن. » میخواست مرا نقاشی کند.
در حین کار گفت، « بین برداشت کاتولیکها و پروتستانها از نقاشی تفاوتی وجود دارد. ولی به آن عمیقی که فکر میکنی نیست. ممکن است نقاشی برای کاتولیکها در خدمت اهداف روحانی باشد، ولی فراموش نکن که پروتستانها خداوند را همه جا میبینند، در همه چیز. پس آیا با نقاشیِ چیزهای روزمره –مثل میز و صندلی، کاسه و پارچ، سرباز و خدمتکار– نمیتوان به آفرینش خداوند ارج گذارد؟»
گفت، « نقاشی، کاتولیک یا پروتستان ندارد، بلکه مردمی هستند که به آن مینگرند، و چیزی که توقع دارند میبینند. یک نقاشی در کلیسا مانند شمعی در اتاق تاریک است – از آن برای بهتر دیدن استفاده میکنیم. پلی است میان ما و خداوند. ولی شمع، پروتستان یا کاتولیک نیست. فقط یک شمع است. » . با جسارت گفتم، « برای دیدن خداوند به این چیزها نیاز نداریم. کلامش را داریم و همان برایمان کافی است. »
