
۵ کتاب
روبر مرل نویسنده فرانسوی بود؛ رماننویسی که تاریخ، سیاست، علم و موقعیتهای بحرانی را به داستانهایی پرکشش تبدیل میکرد. او در تبسه الجزایر، در دوره استعمار فرانسه، به دنیا آمد و بعدها در فرانسه زیست و نوشت.روبر مرل نویسنده فرانسوی بود؛ رماننویسی که تاریخ، سیاست، علم و موقعیتهای بحرانی را به داستانهایی پرکشش تبدیل میکرد. او در تبسه الجزایر، در دوره استعمار فرانسه، به دنیا آمد و بعدها در فرانسه زیست و نوشت. تجربه جنگ جهانی دوم و اسارت، در نگاه او به خشونت و قدرت بیاثر نبود.
این هم یک نوع جنون آدمها است که میخواهند همه چیز را بایگانی کنند
۵ کتاب
این هم یک نوع جنون آدمها است که میخواهند همه چیز را بایگانی کنند
این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار میماند، پس بهتر اینکه آن را به انجام رساند نه اینکه هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد.
. . آیا من انبازها را غارت کرده ام، لاروکیها را اذیت و آزار کرده ام و به زنها تجاوز نموده ام؟ آیا من بوده ام که ساکنان کورسژاک را تا آخرین نفر قتل عام کردم؟ معهذا کسی که این جنایات را مرتکب شده فولبر با او مثل یک دوست رفتار میکند و مرا که به قول خودش فقط قصد انجام این کار را داشته ام به مرگ محکوم میکند. این است عدالت فولبری، اعدام جزای یک بی گناه و دوستی سزای یک جانی!
من هیچ باور ندارم که جماعتی در مقیاس بزرگ یا کوچک همیشه مرد بزرگی را که بدان نیازمند است از میان خود بیرون میدهد. برعکس، لحظاتی در تاریخ هست که در آن خلأئی هولناک احساس میشود، آن پیشوای لازم ظهور نمیکند و همه چیز به طرز رقت انگیزی سقوط میکند.
به قول معروف یک روز باید مرد و همین خود دلیل بر این است که آدم احمق است، چون من هیچ لزومی در این مردن نمیبینم