بهرام صادقی

۵ کتاب

بهرام صادقی

بهرام صادقی

ملیت
ایرانی
زادگاه
نجف‌آباد، ایران
زادروز
۸ ژانویهٔ ۱۹۳۶
درگذشت
۳ دسامبر ۱۹۸۴

بهرام صادقی داستان‌نویس و پزشک ایرانی است؛ از متفاوت‌ترین صداهای داستان کوتاه فارسی است. او با نجف‌آباد، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود.

”
با تنها دستم، دست راستم، می‌نویسم. دیگر عادت کرده ام. در این اتاق عجیب که دکتر حاتم مرا در آن خوابانده است بیش از هر وقت و مثل همیشه دنبال فراموشی می‌گردم. باز دلم می‌خواهد فراموش کنم. و هیچ نفهمم (اما، ای فراموشی، می‌دانم که نخواهی آمد، زیرا تو نیستی و من می‌دانم که نمیتوان فراموش کرد، زیرا که فراموشی در جهان وجود ندارد…حتی گریستن.)
ملکوت

کتاب‌های بهرام صادقی

۵ کتاب

ملکوت
ملکوت

Malakut

بدون امتیاز

نقل‌قول‌های بهرام صادقی

با تنها دستم، دست راستم، می‌نویسم. دیگر عادت کرده ام. در این اتاق عجیب که دکتر حاتم مرا در آن خوابانده است بیش از هر وقت و مثل همیشه دنبال فراموشی می‌گردم. باز دلم می‌خواهد فراموش کنم. و هیچ نفهمم (اما، ای فراموشی، می‌دانم که نخواهی آمد، زیرا تو نیستی و من می‌دانم که نمیتوان فراموش کرد، زیرا که فراموشی در جهان وجود ندارد…حتی گریستن.)

با تنها دستم، دست راستم، می‌نویسم. دیگر عادت کرده ام. در این اتاق عجیب که دکتر حاتم مرا در آن خوابانده است بیش از هر وقت و مثل همیشه دنبال فراموشی می‌گردم. باز دلم می‌خواهد فراموش کنم. و هیچ نفهمم (اما، ای فراموشی، می‌دانم که نخواهی آمد، زیرا تو نیستی و من می‌دانم که نمیتوان فراموش کرد، زیرا که فراموشی در جهان وجود ندارد…حتی گریستن.)

- آن روز هم گمنام و تنها به این حدود آمدم. اثاثیه مختصر و کیف طبابتم تنها سرمایه ام بود. تاره آخرین زن جوان و زیبایم را که بیشتر از دیگران دوستش می‌داشتم به خاک سپرده بودم. اسمش… - چه بود؟ این تصادف است. « ملکوت» بود…

در ساعت یازده شب چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد.