غلام‌حسین ساعدی

۲۳ کتاب

غلام‌حسین ساعدی

غلامحسین ساعدی

ملیت
ایرانی
زادگاه
تبریز، ایران
زادروز
۱۵ ژانویهٔ ۱۹۳۶
درگذشت
۲۳ نوامبر ۱۹۸۵

غلام‌حسین ساعدی، که با نام گوهر مراد نیز شناخته می‌شود، نویسنده، نمایشنامه‌نویس و پزشک ایرانی بود. او در تبریز به دنیا آمد و از چهره‌های مهم ادبیات اجتماعی و نمایشی ایران شد.

”
شاید زمین وقتی کوچک شد، آدم‌ها هم آن‌چنان ریزتر شوند که اصلاً به چشم دیده نشوند. و آن‌ها از کجا بدانند که کوچک شده‌اند، زمین‌شان کوچک شده، دارد ناپدید می‌شود؟ و در چنین وضعی تو به چه حقی امید و خوشبینی را به من تبلیغ می‌کنی؟ بله؟
شب‌نشینی با شکوه

کتاب‌های غلام‌حسین ساعدی

۲۳ کتاب

نقل‌قول‌های غلام‌حسین ساعدی

شاید زمین وقتی کوچک شد، آدم‌ها هم آن‌چنان ریزتر شوند که اصلاً به چشم دیده نشوند. و آن‌ها از کجا بدانند که کوچک شده‌اند، زمین‌شان کوچک شده، دارد ناپدید می‌شود؟ و در چنین وضعی تو به چه حقی امید و خوشبینی را به من تبلیغ می‌کنی؟ بله؟

-اشیا عتیقه به چه درد میخورد پدر؟ خود من عتیقه‌تر از آن هستم که فکر میکنید. هیچ موجودی قدیمی‌تر و کهنه‌تر از من در تمام دنیا پیدا نمیشود. اگر راست میگویید که عتیقه شناس هستید باید با یک نظر خوب بفهمید که ارزش من چقدر است. +می فهمم خوب هم می‌فهمم. ارزش شما در نومیدی شماست. هرچه بیشتر نا امید باشید قدر و قیمت تان هم بیشتر است

چتر یک وسیله ی ضروری است. چتر همیشه به درد میخورد. من با اینکه دیگر بیرون نمیروم هنوز چترم را دارم. و هر وقت که ترس بر من عارض شود زیر چتر قایم میشوم. چتر آدم را پناه میدهد. چتر آدم را ازبیرون، از دیگران جدا میکند. چتر آسمان کوچک و سیاهی است که آدمی را در زهدان تیره خود نگه میدارد.

من در دنیای زنده‌ها جایی ندارم، من در دایره ی درگذشتگانم، من درگذشته ام.

آینده! آینده دیگه چه کثافتیه؟ برای من و تو و امثال ما آینده ای وجود نداره. از حالا همه چی برای ما روشنه. دوران پر افتخار بازنشستگی، و بعد یک بیماری بسیار کاری و بعد یک تابوت و چند سنگ لحد