۷ کتاب
مرجان شیرمحمدی نویسنده و بازیگر ایرانی است؛ در ادبیات داستانی و سینمای ایران حضوری شناختهشده دارد. او با تهران، ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است.مرجان شیرمحمدی نویسنده و بازیگر ایرانی است؛ در ادبیات داستانی و سینمای ایران حضوری شناختهشده دارد. او با تهران، ایران پیوند دارد و همین زمینه در نگاه و جهان آثارش رد پیدا کرده است. آثار داستانی او معمولا با رابطههای انسانی، تجربه زنان و فضاهای شهری درگیرند.
جوونا کله شون باد داره. فکر میکنن میتونن دنیا رو عوض کنن. تا بوده دنیا همین ریختی بوده. به همین نکبتی. هیچ کسم کاری نتونسته بکنه. از اول عالم بشریت،چقدر آدم جونشونو توی این سیاهچالهها از دست دادن، دنیا عوض شد؟
۷ کتاب
جوونا کله شون باد داره. فکر میکنن میتونن دنیا رو عوض کنن. تا بوده دنیا همین ریختی بوده. به همین نکبتی. هیچ کسم کاری نتونسته بکنه. از اول عالم بشریت،چقدر آدم جونشونو توی این سیاهچالهها از دست دادن، دنیا عوض شد؟
وسط آواز گفت: ((دختر تو سینما متروپلو یادته؟) ) عماد گفت: ((آره) ) حسام گفت: ((خاک بر سر باباش کنن! دختره رو نداد به من.) ) عماد گفت: ((حسام جون،از کجا معلوم اگر دختره رو میداد به تو،اون میمون گنده هه الان اون نبود؟) ) حسام گفت: ((اینم حرفی یه) ) و بقیه آوازش را خواند.
یکیو میشناختم که با لباس هایی که تنش بود،بعد از بیست سال زندگی،از خونه زد بیرون. آزاد و رها. همه چیزم از قبل به نام زنش کرده بود. وقتی زد بیرون،خودش بود و لباسهای تنش. هیچی نداشت. فقط یه حس آزادی داشت،که به دنیایی میارزید.