دانیل خارمس

۳ کتاب

دانیل خارمس

Daniil Kharms

ملیت
روسی
زادگاه
Saint Petersburg, Russian Empire
زادروز
۳۰ دسامبر ۱۹۰۵
درگذشت
۲ فوریهٔ ۱۹۴۲

دانیل خارمس از نویسندگانی است که آثارش به کمک روایت و نگاه شخصی هویت پیدا کرده‌اند. او در نوشته‌هایش جهان‌هایی می‌سازد که در ظاهر از خواننده دورند، اما خیلی زود به تجربه‌های آشنای انسانی نزدیک می‌شوند.

”
ما در مزارع هر روز می‌میریم. دیگر امیدی برای ادامه دادن باقی نمانده است. رؤیای شادی ما نابود شد- حالا تنها تنگدستی برایمان باقی مانده.
امروز چیزی ننوشتم

کتاب‌های دانیل خارمس

۳ کتاب

نقل‌قول‌های دانیل خارمس

ما در مزارع هر روز می‌میریم. دیگر امیدی برای ادامه دادن باقی نمانده است. رؤیای شادی ما نابود شد- حالا تنها تنگدستی برایمان باقی مانده.

گرسنگی این گونه آغاز می‌شود: صبح سرزنده بیدار می‌شوی، بعد ضعف به سراغت میآید، بعد بی حوصله می‌شوی، بعد هوش و حواست را از دست می‌دهی- بعد آرام می‌شوی، و بعد وحشت به سراغت می‌آید.

روزی مردی در راه رفتن به سر کار، مرد دیگری را ملاقات کرد که یک قرص نان لهستانی خریده بود و به خانه اش بر می‌گشت. کم با زیاد همه ی داستان همین بود.

مرد موقرمزی بود که نه چشم داشت و نه گوش. حتی مو هم نداشت، بنابراین بدون هیچ دلیلی موقرمز نامیده می‌شد. نمی‌توانست صحبت کند، چون دهان نداشت. حتی دماغ هم نداشت. او نه پا داشت و نه دست. نه شکم، نه کمر، نه ستون فقرات و نه حتی دل و روده. اصلا چیزی آن جا نبود! با این حساب دیگر معلوم نیست درباره ی چه کسی صحبت می‌کنیم. در حقیقت بهتر است بیش از این درباره اش صحبت نکنیم.