آنائیس نین

۲ کتاب

آنائیس نین

زادگاه
Neuilly
زادروز
۲۱ فوریهٔ ۱۹۰۳
درگذشت
۱۴ ژانویهٔ ۱۹۷۷

هنوز توضیحی ثبت نشده است.

”
من نمی‌توانستم تاب گذرِ چیزها را بیاورم. رفتن و گذشتن و عبور هرچه که بود مرا خفه می‌کرد از اندوه. و او می‌رقصید، می‌رقصید با موزیک و ریتم دایره‌ی زمین؛ می‌چرخید با چرخش زمین، مثل صفحه‌ای گرد، وقتی چهره‌ها یکسان هم به جانب نور می‌چرخیدند و هم به جانب تاریکی، او به سمت روشنایی روز می‌رقصید.
سابینا

کتاب‌های آنائیس نین

۲ کتاب

سابینا
سابینا

House of incest

۳.۸

نقل‌قول‌های آنائیس نین

من نمی‌توانستم تاب گذرِ چیزها را بیاورم. رفتن و گذشتن و عبور هرچه که بود مرا خفه می‌کرد از اندوه. و او می‌رقصید، می‌رقصید با موزیک و ریتم دایره‌ی زمین؛ می‌چرخید با چرخش زمین، مثل صفحه‌ای گرد، وقتی چهره‌ها یکسان هم به جانب نور می‌چرخیدند و هم به جانب تاریکی، او به سمت روشنایی روز می‌رقصید.

چسبیده بودم به لحظات دوست‌داشتنی زندگی‌ام، دست‌هایم به هر ساعت زندگی چنگ می‌انداخت. دستان من همیشه در ولعِ در آغوش کشیدنی تنگ بودند. می‌خواستم نور، باد، خورشید، شب و همه‌ی دنیا را درآغوش بگیرم و نگه دارم. می‌خواستم نوازش کنم، التیام ببخشم، بجنبانم، آرامش ببخشم، احاطه شوم و احاطه کنم. تحت فشار بودم و آن‌قدر چیزهای زیادی را در آغوشم نگه داشتم که شکستم‌شان. آن‌ها شکستند و دور شدند از من. آن‌گاه همه چیز از من دور شد و گریخت. و من محکوم شدم به نگه نداشتن.

تو خوشبختی، او گفت، خوشبختی که می‌توانی این‌همه احساس کنی، کاش‌کی من هم می‌توانستم این‌همه را حس کنم. تو دست‌کم زنده‌ای که بتوانی درد را احساس کنی.

وقتی می‌نشینم جلوی آینه‌ام به خودم می‌خندم. موهام را برس می‌کشم. جفتی چشم هست، دو بافه‌ی درازِ گیسو، دو پا. نگاه می‌کنم به آن‌ها مثل تاس‌هایی در جعبه، در فکر این‌که اگر تکان بدهم و مثل تاس بریزم‌شان بیرون می‌آیند و می‌شوند من؟ نمی‌توانم بگویم چگونه همه‌ی این تکه‌های مجزا می‌توانند من بشوند. من وجود ندارم. من بدن نیستم. وقتی با کسی دست می‌دهم حس می‌کنم طرف بسیار دور است، که در اتاق دیگر است، و این‌که دست من در آن اتاق دیگر است. وقتی فین می‌کنم می‌ترسم که شاید دماغم باقی بماند روی دستمال.

ترس از دیوانگی، تنها ترس از دیوانگی ما را بیرون خواهد راند از محدوده‌ی انزوامان، از حریم تنهایی‌مان. ترس از دیوانگی دیوارهای خانه‌ی پنهان‌مان را خواهد سوزاند و ما را به جهان بیرون روانه خواهد کرد، در جست‌وجوی تماسی گرم. جهان‌ها خودساخته و خودپرورده بیش از اندازه پُر از اشباح و غول‌هایند.