قلب از نور ستاره درست شده و زمان. رنجشِ دوری و از دست دادن در تاریکی ریسمانی ناگسستنی است که بینهایت را به بینهایت وصل میکند. قلب من برای قلبت آرزو میکند و آن آرزو حتمی است. وقتی دنیا میچرخد وقتی جهان بزرگ میشود و وقتی راز عشق، دوباره و دوباره در رازِ تو برملا میشود من رفتهام. ولی برخواهم گشت.
۲ کتاب
قلب از نور ستاره درست شده و زمان. رنجشِ دوری و از دست دادن در تاریکی ریسمانی ناگسستنی است که بینهایت را به بینهایت وصل میکند. قلب من برای قلبت آرزو میکند و آن آرزو حتمی است. وقتی دنیا میچرخد وقتی جهان بزرگ میشود و وقتی راز عشق، دوباره و دوباره در رازِ تو برملا میشود من رفتهام. ولی برخواهم گشت.
هیچ عشقی بدون از دست دادن وجود نداره.
توی دستهایش نور جمع کرد. لایههای نور را به هم چسباند و آنها را روی پتوی نازکی ریخت.
میدانست آتشفشان توی خواب سکسکه میکند. میدانست که این برای آتشفشان طبیعی است. آتشفشانها خوابآلودهایی بیقرار بودند و بیقراری معمولاً مشکلی به همراه نداشت. ولی این روزها آتشفشان بیقرارتر از همیشه به نظر میآمد
اندوهخوار خیلی پیر شده بود و پوستش مثل کاغذی چروکیده روی استخوانهایش چسبیده بود.