دختری که ماه را نوشید

The girl who drank the moon

۴ از ۵ · ۳ رأی۲۹۶ صفحه۸۴ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

زانِ پیر، جادوگر دل‌رحمی است که به نوزادان قربانی و رهاشده در جنگل کمک می‌کند و آن‌ها را در طرف دیگر جنگل به خانواده‌هایی می‌سپارد که توانایی نگه‌داری ازشان را داشته باشند. ماجرا از روزی شروع می‌شود که زان به جای نور ستاره، نور ماه را به یکی از نوزادان می‌خوراند. زان به‌خوبی می‌داند که نباید قدرت جادویی ماه را دست‌کم بگیرد و نوزاد را به حال خود رها کند؛ پس چاره‌ای می‌اندیشد تا نوزاد با قدرتی که دارد، به خودش و دیگران آسیب نرساند. اما چگونه می‌توان مانع قدرت ماه شد؟

تعداد صفحه
۲۹۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۸۳۴۷۸۱۱
سال نشر
۱۳۹۶
تعداد نقل قول
۸۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۸۴ نقل قول

قلب از نور ستاره درست شده و زمان. رنجشِ دوری و از دست دادن در تاریکی ریسمانی ناگسستنی است که بی‌نهایت را به بی‌نهایت وصل می‌کند. قلب من برای قلبت آرزو می‌کند و آن آرزو حتمی است. وقتی دنیا می‌چرخد وقتی جهان بزرگ می‌شود و وقتی راز عشق، دوباره و دوباره در رازِ تو برملا می‌شود من رفته‌ام. ولی برخواهم گشت.

هیچ عشقی بدون از دست دادن وجود نداره.

توی دست‌هایش نور جمع کرد. لایه‌های نور را به هم چسباند و آن‌ها را روی پتوی نازکی ریخت.

می‌دانست آتشفشان توی خواب سکسکه می‌کند. می‌دانست که این برای آتشفشان طبیعی است. آتشفشان‌ها خواب‌آلودهایی بی‌قرار بودند و بی‌قراری معمولاً مشکلی به همراه نداشت. ولی این روزها آتشفشان بی‌قرارتر از همیشه به نظر می‌آمد

اندوه‌خوار خیلی پیر شده بود و پوستش مثل کاغذی چروکیده روی استخوان‌هایش چسبیده بود.