یوتا ریشتر

۲ کتاب

یوتا ریشتر

هنوز توضیحی ثبت نشده است.

”
در زندگی لحظه هایی هست که آدم می‌داند هرگز فراموششان نخواهد کرد. هر چقدر هم که بخواهی فراموششان کنی، نمی‌توانی، واقعا نمی‌توانی.
تابستان اردک‌ماهی

کتاب‌های یوتا ریشتر

۲ کتاب

نقل‌قول‌های یوتا ریشتر

در زندگی لحظه هایی هست که آدم می‌داند هرگز فراموششان نخواهد کرد. هر چقدر هم که بخواهی فراموششان کنی، نمی‌توانی، واقعا نمی‌توانی.

دیدن خوشحالی مامان و تماشای گل‌های آفتابگردان پشت پنجره دلم را روشن کرد و به آینده امیدوار شدم.

آره خب من وحشی بودم. به خصوص وقت هایی که می‌خواستم حالی اش کنم که چه قدر دوستش دارم.

هرچه باشد دلداری دادن کار مادرهاست. مگر همیشه این طور نبود که مادرانمان دلداری مان می‌دادند، به زانوی خون آلودمان چسب زخم می‌چسباندند، انگشت تاول زده و سوخته مان را می‌گرفتند زیر شیر آب سرد و سه مرتبه فوتش می‌کردند. من هنوز بچه بودم و تنها کاری که ازم بر می‌آمد این بود که دانیل را محکم بغل کنم.

به گمانم مامان دلش نمی‌خواست که من یاد آن خاطرات بیفتم. شاید خودش هم دوست نداشت خاطرات گذشته را به یاد بیاورد. چون این جور شب‌ها همیشه خوب و دل انگیز بودند.