تابستان اردک‌ماهی

Hechtsommer

۳.۸ از ۵ · ۵ رأی۱۲۸ صفحه۹ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

یادتان نرود! همه برای یک نفر، یک نفر برای همه! تابستان امسال مثل هیچ تابستان دیگری نیست. پشت کرکره‌های پایین کشیده، گیزلا، مادر دانیل و لوکاس، در بستر بیماری افتاده و نفسش بالا نمی‌آید. دانیل فکر می‌کند اگر اردک‌ماهی را صید کند، دوباره حال مادرش خوب می‌شود اما دوستش آنا می‌داند که چنین چیزی دروغ است و دلش می‌خواهد جلوی حرکت زمان را بگیرد.

تعداد صفحه
۱۲۸
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۵۳۳۶۳۹
سال نشر
۱۳۹۷
تعداد نقل قول
۹
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۹ نقل قول

در زندگی لحظه هایی هست که آدم می‌داند هرگز فراموششان نخواهد کرد. هر چقدر هم که بخواهی فراموششان کنی، نمی‌توانی، واقعا نمی‌توانی.

دیدن خوشحالی مامان و تماشای گل‌های آفتابگردان پشت پنجره دلم را روشن کرد و به آینده امیدوار شدم.

آره خب من وحشی بودم. به خصوص وقت هایی که می‌خواستم حالی اش کنم که چه قدر دوستش دارم.

هرچه باشد دلداری دادن کار مادرهاست. مگر همیشه این طور نبود که مادرانمان دلداری مان می‌دادند، به زانوی خون آلودمان چسب زخم می‌چسباندند، انگشت تاول زده و سوخته مان را می‌گرفتند زیر شیر آب سرد و سه مرتبه فوتش می‌کردند. من هنوز بچه بودم و تنها کاری که ازم بر می‌آمد این بود که دانیل را محکم بغل کنم.

به گمانم مامان دلش نمی‌خواست که من یاد آن خاطرات بیفتم. شاید خودش هم دوست نداشت خاطرات گذشته را به یاد بیاورد. چون این جور شب‌ها همیشه خوب و دل انگیز بودند.