کجا میریم بابا

Ou on va papa

۴.۵ از ۵ · ۳ رأی۱۶۰ صفحه۲ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

کجا می‌ریم، بابا؟ سوالی است که توما، معلول ذهنی ـ جسمی، هر بار که سوار ماشین پدرش می‌شود، به طور خستگی‌ناپذیری از او می‌‌پرسد. جواب هرچه که باشد، آن «همیشه کودک» باز این سوال را بی‌وقفه تکرار می‌کند. شاید این پرسش بنیادی ژان لویی فورنیه است که همچون یک ترجیح‌بند، مکررا از زبان فرزند معلولش مطرح می‌شود. فورنیه می‌گوید: «این سوالی است که توما بدون وقفه از من می‌پرسد. او بی‌آنکه متوجه باشد، سوال بنیادی‌ای را مطرح می‌کند که انسان از بدو خلقت برایش بی‌‌پاسخ مانده است.

تعداد صفحه
۱۶۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۵۶۴۵
سال نشر
۱۳۸۸
تعداد نقل قول
۲
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۲ نقل قول

نباید فکر کرد که مرگ یک بچه معلول کمتر دردناک است. مرگ او به همان اندازه ی مرگ یک بچه نرمال سخت و جانگداز است. مرگ آن کسی که هرگز رنگ شادی در زندگی نچشیده بوده است ، آنکه تنها به منظور رنج بردن بر این کره ی خاک قدم نهاده است، و آمده است تا مدتی را محنت بگزراند و برود خیلی غم انگیز و طاقت فرساست.

وقتی یک کودک هنگام خوردن خامه و شکلات سر و صورتش را کثیف میکند همه ازین صحنه به خنده می‌افتند؛ اما اگر او یک کودک معلول باشد هیچکس نمیخندد. کارهای او هرگز کسی را به خنده نمی‌اندازد. او هرگز صورتی را که نگاهش کند و بخندد نمیبیند مگر یک خنده ی احمقانه ی تمسخر آمیز