تقویم مطالعه ۱۳۹۷ X
تیر
مرداد
شهریور

آخرین فعالیت‌ها


  • داستان‌های کوتاه ایتالو کالوینو 3 (چه کسی در دریا مین کاشت)
    از داستان‌های کوتاه ایتالو کالوینو 3 (چه کسی در دریا مین کاشت) :

    خدا را شکر که آدم هایی مثل او، یعنی نژاد آدم‌های درست و حسابی هم وجود داشت. نژادی با پوستی صاف و نرم، که مو در بینی و گوش داشتند و پره‌های بینی شان به قرص و محکمی پایه‌های یک مبل توپر بود؛ نژادی پر طمطراق، سرشار از افتخار، پر زرق و برق با گردنبند و عینک شاخی و دوربین تک چشمی و سمعک و دندان‌های مصنوعی؛ نژادی که قرن‌ها ... (...)

  • بیابان تاتارها
    برای بیابان تاتارها نوشت :

    پیام کتاب این بود که همه ما دنبال چیزی هستیم که به زندگیمون معنایی بدیم و لذت واهی رسیدن به هدفمون باعث میشه قشنگی‌های مسیر رو از دست بدیم. نکته جالبی که این کتاب داشت نشون دادن گذر زمان بود که وقتی اتفاق خاصی در جریان نیست ریتم کتاب هم کند میشه و کسالت باره و وقتی اتفاقات مهم در جریانند گذر زمان هم سریع میشه. در کل فکر میکنم کتابی باشه که ارزش اینو داشته باشه بعدا هم بارها بخونمش.

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    زمان همچنان می‌گذرد. تپش بی‌صدای آن، همواره زندگی را عجولانه‌تر بخش می‌کند. حتی امکان ندارد برای یک لحظه، برای حتی نگاهی به عقب متوقف شود. آدم دلش می‌خواهد فریاد بزند: «بایست! بایست!». اما معلوم است که بی‌فایده است. همه چیز می‌گریزد. آدم‌ها، فصل‌ها، ابرها. و چنگ‌زدن به سنگ‌ها و مقاومت‌کردن بالای صخره بیهوده است. انگشتان خسته باز می‌شوند. دست‌ها بی‌حس و سست می‌شوند. آدم دوباره در رودخانه‌ای که آرام به ... (...)

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    مرگ در میان میدان ، در هوای آزاد، در گرماگرم نبرد، در عین جوانی و تندرستی و آوای شورانگیز شیپور ممکن است زیبا شمرده شود. مردن به علت یک جراحت، پس از تحمل رنج‌های دراز در یک اتاق بیمارستان البته ملال آورتر است و غم انگیز‌تر از آن ، مرگ در خانه و در بستر خود میان ضجه‌های محبت آمیز نزدیکان و در پرتو ملایم آباژور‌ها و کنار شیشه‌های دواست. ... (...)

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    ایا هنوز راه درازی باقی مانده است؟ نه، فقط باید از آن شطی که آن دور در پیش است گذشت و از آن تپه‌های سبز عبور کرد. اصلا چه بسا که هم اکنون به مقصد رسیده باشیم. این درخت‌ها ،این سبزه زارها، این خانه سفید همان هایی نیستند که می‌جستیم؟ چند لحظه ای خیال میکنیم که چرا و می‌خواهیم بایستیم. بعد میشنویم که دور ترک‌ها بهتر اینها هست. و باز ... (...)

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    دروگو پی برد به اینکه انسان‌ها با وجود محبتی که ممکن است به هم داشته باشند تا چه پایه از هم دورند. پی برد به اینکه اگر کسی رنج ببرد رنجش مال خودش است. هیچ کس نمیتواند که بار آن را ولو اندک از دل او بردارد. دریافت که اگر کسی دردمند باشد، حتی عاشق بی قرارش نمی‌تواند به سبب درد او درد بکشد و علت تنهایی انسان همین است. (...)

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    زمان چنان به شتاب گذشته که روح او فرصت پیر شدن نیافته است. (...)

  • بیابان تاتارها
    از بیابان تاتارها :

    اکنون حتی اندوهی تلخ و عمیق دلش را پر کرده بود، مثل وقتی که مهم‌ترین ساعات سرنوشت از سر ما می‌گذرد و به ما نه اشاره‌ای می‌کند و نه از گوشه‌ی چشم نگاهی، و غرش آن‌ها در فواصل دور محو می‌شود و ما میان برگ‌های خزان‌زده چرخان در گردباد آن‌ها، با دستی خالی و دلی پر از حسرت فرصت مهیب اما شکوهمند از دست رفته‌ای تنها می‌مانیم. (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    من باور ندارم که جنگ را فقط سیاستمداران و سرمایه داران به وجود آورده‌اند، به هیچ وجه، آدمهای عادی به همان میزان مقصرند وگرنه مدتها پیش علیه جنگ شورش می‌کردند! انسان‌ها نیاز به تخریب و ویرانی دارند، میل به نابودی، به کشتار و به انهدام در بشر وجود دارد و تا زمانیکه بشریت دستخوش یک دگردیسی نشود، جنگ‌ها ادامه خواهند یافت و هر آنچه با دقت و زحمت بنا شده، ... (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    صدای رعدی را می‌شنوم که روزی ما را هم به کام نابودی خواهد کشید. درد و رنج میلیونها نفر را حس می‌کنم. و به رغم همه اینها، وقتی به آسمان نگاه می‌کنم دچار این احساس می‌شوم که همه چیز درست خواهد شد، این قساوت و بی رحمی به پایان خواهد رسید و بار دیگر صلح و آرامش برقرار خواهد شد (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    برای سربازان و قهرمانان جنگ مراسم تجلیل و بزرگداشت برگزار میشود، مخترعان برای همیشه نامشان ثبت میشود،شهیدان مورد احترام قرار میگیرند،اما در جهان چند نفر فکر میکنند که زنان مانند سربازان هستند؟ در کتاب «مبارزان زندگی» به شدت تحت تاثیر این واقعیت قرار گرفتم که درد،بیماری و بدبختی که زایمان بر سر زنان می‌آورد بیشتر از رنجی است که قهرمانان جنگی متحمل میشوند. اما پاداشی که زن در ازای این همه ... (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    اینجا همه چیز وارونه است، شرافتمند‌ترین آدمها به اردوگاه ها، زندان‌ها و سلول‌های انفرادی منتقل میشوند اما اراذل و اوباش و پست‌ترین لایه‌های جامعه بر پیر و جوان و ثروتمند و فقیر حکمرانی میکنند. (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    به ما می‌گویند که داریم برای آزادی، حقیقت و عدالت می‌جنگیم! اما هنوز جنگ تمام نشده اختلافات شروع شده و یهودیان به عنوان موجودات پست‌تر دیده می‌شوند! آه که چقدر دردناک است، چقدر اسفناک است که برای هزارمین بار صحت این گفته قدیمی به اثبات می‌رسد: «وقتی یک مسیحی خلاف می‌کند فقط خودش مسئول است، اما وقتی یک یهودی خلاف می‌کند تمام یهودیان مسئولند.» (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    آن روز خواهد رسید که مارا فقط انسان ببینند و نه صرفا یهودی! (...)

  • آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان
    از آن فرانک خاطرات 1 دختر جوان :

    زیبایی پایدار است، حتی در غم و اندوه، اگر بروی دنبال زیبایی بگردی، هر چه بیشتر خوشبختی را کشف خواهی کرد و تعادل خودت را باز خواهی یافت. هر کس شاد است دیگران راهم شاد می‌کند و هر کس که از شجاعت و ایمان برخوردار باشد، هرگز در بدبختی نخواهد مرد. (...)

  • صبحانه قهرمانان
    از صبحانه قهرمانان :

    من برای آثار آن زن نویسنده به هیچ وجه احترامی قائل نبودم. فکر میکردم بی یتریس کیدسلر با باقی قصه گوهای از مد افتاده همدست شده تا به مردم بقبولاند که زندگی آغاز و وسط و پایان دارد و همین طور شخصیت اصلی، شخصیت فرعی، جزئیات پر اهمیت، جزئیات کم اهمیت، درس هایی برای فراگرفتن و آزمایش هایی برای گذراندن. و چرا دولت آمریکا با شمار زیادی از مردم آمریکا ... (...)

  • دوران کودکی
    برای دوران کودکی نوشت :

    در میان یک زندگی پر مشقت و یکنواخت مصیبت هم خود جشنی است و آتش سوزی مایه تفریح، همچنان که در یک چهره بی رنگ جای زخم حکم زینت و زیبایی دارد.

  • دوران کودکی
    ستاره داد
  • گالاپاگوس
    ستاره داد
  • قلعه مالویل
    برای قلعه مالویل نوشت :

    جزو بهترین کتاب‌های آخر الزمانی بود که خوندم. سیر داستانی و شخصیت پردازی‌ها عالی بود. اما چیزی که خیلی تو ذوق میزد نگاه سکسیتی نویسنده بود که تو کمتر کتابی به این شدت دیده بودم.

  • قلعه مالویل
    ستاره داد
  • اشتیلر
    ستاره داد
  • فارنهایت 451
    ستاره داد
  • کمدی انسانی
    ستاره داد