روز و شب یوسف

۳.۳ از ۵ · ۴ رأی۸۰ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

«پول حرام. از حلالش چه دیدیم که از حرامش ببینیم. چکارش کنم؟ چکارش می‌توانم بکنم؟ اولاد مثل در مجلس است. نه می‌توانم بسوزانمش، نه می‌توانم از پاشنه درش بیاورم. اولاد، اولاد روز و شب را به آدم زهر می‌کند. پس صباح جلوی کارهای دیگرش را چه جور بگیرم؟»

تعداد صفحه
۸۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۶۷۳۶۲۱۴
سال نشر
۱۳۸۳
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

باید یک جوری از این دیوار تنگی که دور خودش کشیده بود، بیرون می‌رفت وگرنه ممکن بود، بخشکد. پیش از آنکه شاخ وبرگ دربیاورد، بخشکد. خشکیدن. مردن مگر چیست؟ هردو یک جور هستند. یوسف فکر کرد، ممکن است آرام آرام بمیرد و خودش حالیش نشود.