معرکه
Casse pipe suivi du carnet du cuirassier destouches
- نوشته لویی فردینان سلین
- ترجمه سمیه نوروزی
- ناشر چشمه
معرکه اثری است مستند دربارهی جنگ. روژه نیمیه ـ نویسندهی فرانسوی ـ میگوید: " این کتاب ارزش و اهمیت بسیاری دارد، چرا که به نظر اتوبیوگرافیک است... سلین، زبان بریده بریده و بیمنطق یک افسر جز، بسیار عصبانی را که از سر خشم و مستی دست به کارهای خندهدار میزند، به طور شگفت انگیزی بازپروری کرده است. هرگز در هنر فحش و ناسزا غرق نشده، همچنان که در اغراق هم زیادهروی نکرده است، چرا که همه میدانیم در باب اصطبل و فحشهای مربوط به این فضا، اغراق حرف اول را میزند... سرباز خانهی قشون هفدهم توصیف نشده است، بلکه حاضر است، نمایان است، کمکم از دل شب بیرون میآید، سربازهای اهل بریتانی، از لابهلای گفتگوی آدمها سر درمیآورند، با سبیلهای پر پشت، و شمشیرهایی که سنگ فرشها کشیده میشود و صدا میدهد: سربازهای بریتانی کوتاهاند و شمشیرهای بلند..."
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۳۹۵۱
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
پس مونده ی سربازای کشیک رو داده بودن دست سرجوخه لوموهو که پشتشو کرده بود به آباژور و آرنجشو گذاشته بود رو میز. خرخرش رفته بود هوا. از دور سیبیلای کوتاشو میدیدم که نور چراغ برق شون انداخته بود. سنگینی کلاه، سرشو هل میداد پایین… بازم از خواب پرید… نباید چرتش میگرفت… ساعت تازه زنگ زده بود…از کی جلو نرده منتظر بودم.
پس مونده ی سربازای کشیک رو داده بودن دست سرجوخه لوموهو که پشتشو کرده بود به آباژور و آرنجشو گذاشته بود رو میز. خرخرش رفته بود هوا. از دور سیبیلای کوتاشو میدیدم که نور چراغ برق شون انداخته بود. سنگینی کلاه، سرشو هل میداد پایین… بازم از خواب پرید… نباید چرتش میگرفت… ساعت تازه زنگ زده بود…از کی جلو نرده منتظر بودم.
خودشونو میتکوندن. زیر لب غر میزدن. مامور کشیک که انگار گردنش تو یقه ی بارونی ش فرو رفته بود، تازه اون موقع به زور و زحمت پیداش شد… با شنل زنونه ی نامرتبش شده بود مثل آرتیشوی بارون خورده… وسط سنگ فرشای پر از جنازه… عینهو زنی که لباس پف دار تنش کرده.