من سکوت و انتظار

۵۰۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

یه روزی نفرت تنها حسی بود که می‌شناختم، ازخودم و دیگرون بیزار بودم، حال و حوصله هیچی و هیچ‌کس رو نداشتم، یه روزایی می‌شد که تا بعدازظهر از رختخواب بیرون نمی‌اومدم، حال و حوصله هیچ کاری نداشتم، خوارکم فقط گریه بود و اشک و آه... اگه نجنبیده بودم و به خودم نمی‌اومدم الان جام تو دارالمجانین بود. حالا گذشته رو می‌خوام فراموش کنم، الان عشق به...

تعداد صفحه
۵۰۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۵۴۳۶۹۹
سال نشر
۱۳۸۶
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.