با کفشهای دیگران راه برو (تا با کفشهای کسی راه نرفتهای دربارهاش قضاوت نکن)
Walk two moons
- نوشته شارون کریچ
- ترجمه کیوان عبیدی آشتیانی
- ناشر چشمه
سلامانکاتری هیدل ۱۳ ساله که همه او را سال صدا میکنند برای یافتن مادرش، به همراه پدربزرگ، عازم سفری طولانی میشود. در طول سفر، او داستان فیبی وینترباتوم را تعریف میکند، دختری که مادرش به طور ناگهانی ناپدید شده و پیغامهای اسرارآمیز دریافت میکند. در پشت داستان فیبی، داستان سال و جریان سفر بدون بازگشت مادرش وجود دارد. او کمتر از یک هفته فرصت دارد تا خودش را به مادرش برساند. سال مطمئن است که علیرغم مخالفت پدرش، این سفر تنها شانس او برای برگشت به موقعیت گذشته است.
- تعداد صفحه
- ۲۴۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۶۲۲۷۸۷
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۱۸
نقل قولها و فعالیتها
۱۸ نقل قول
جدید؟چه عالی! در تمام دنیای پهناور چیزی بهتر از یک آدم جدید نیست!
هر کس درگیر مشکلات خودش است،زندگی خودش،ناراحتیهای خودش و ما انتظار داریم مردم متوجه زندگی ما باشند. ناراحتی مرا ببین. بخاطر من ناراحت باش. بیا تو زندگی من. به مشکلات من اهمیت بده. مواظب من باش
ما آدمها، وقتی توضیحی برای تمام چیزهای وحشتناکِ دنیا مثل جنگ، قتل و تومورهای مغزی نداریم، وقتی چارهای پیدا نمیکنیم، متوجه چیزهای وحشتناکی میشویم که به ما نزدیکترند و تا زمانی که از بین نرفتهاند در مورد آنها بزرگنمایی میکنیم. درون تمام این چیزهای وحشتناک چیزی وجود دارد که باعث قوت قلب انسان میشود و آن چیز کشف این نکته است: گرچه دنیا پُر از قتل و آدمربایی است، اما بیشتر انسانها شبیه بههم هستند. بعضی وقتها میترسند و بعضی وقتها شجاعاند، بعضی وقتها بیرحم و بعضی وقتها هم مهرباناند.
همانطور که آنجا نشسته بودم و به این چیزها فکر میکردم، متوجه شدم آدم نمیتواند همیشه خودش را در خانه زندانی کند، همان کاری که فیبی و مادرش اوایل میکردند. آدم باید بیرون برود، همه کار بکند، همهچیز را ببیند و برای اولینبار به این نکته پی بردم که شاید مامانبزرگ و بابابزرگ هم برای بردن من به این سفر دلیلی داشتند.
بعضی وقتها آدم ترجیح میدهد با پرندههای اندوهش تنها باشد. بعضی وقتها آدم باید در تنهایی خودش گریه کند.
این کتاب خیلی عالیه
سلام میخواستم این کتاب رو دانلود کنم. اما چه جوری