hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
فروردین
اردیبهشت
خرداد

آخرین فعالیت‌ها


  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    نمی دانم آیا حاضر بودیم عاشق نسخه ضعیف‌تر و خطاکار و پیراسته نشده اش هم بشویم یا نه. به نظرم می‌شدیم. من اشتباهات و خطاهایش را می‌بخشیدم. خودم کم خطا نکرده ام. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    همیشه می‌دانستم که تام دروغ می‌گوید. مسئله این بود که قبلا دروغ هایش مناسب حال من بود. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    چقدر همیشه همه چیز می‌شکند و گاهی آدم نمی‌تواند دیگر درست شان کند. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    امکان ندارد بشود در برابر مهربانی غریبه‌ها مقاومت کرد. کسی به تو نگاه می‌کند که تو را نمی‌شناسد، که به تو می‌گوید مشکلی نیست، عیبی ندارد، هر کاری که کردی، هر کاری که کرده باشی: رنج کشیدی، آسیب دیدی، سزاوار بخشیده شدن هستی. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    خیلی آرام است و آرامش بخش. یک جور مهربانی و شکیبایی از خودش بروز می‌دهد. آدم معصوم یا ساده دل یا خوش بین یا خیلی ساده آدمی که دچار مشکل است این چیزهای دیگر را در او نمی‌بیند، شاید حتی نبیند که زیر آن آرامش گرگی در وجودش دارد. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    حفره‌های زندگی آدمی دایمی هستند. آدم باید دورشان رشد کند، مثل ریشه‌های درخت دور سیمان و جدول و آسفالت؛ خودت را باید به شکل شکاف‌ها در بیاوری. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    پدر و مادرها به چیزی جز بچه هایشان اهمیت نمی‌دهند. آن‌ها مرکزِ جهان هستند؛ آن‌ها تنها چیزهای مهم دنیا هستند. کس دیگری مهم نیست، رنج یا شادی احدی دیگر مهم نیست، هیچ چیزی جز آن بچه واقعی نیست. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    زن‌ها صرفاً به دو دلیل ارزشمند می‌شوند. ظاهرشان و نقش شان در مقام مادر. من زیبا نیستم و بچه هم نمی‌توانم داشته باشم؛ پس این یعنی من چه هستم؟ بی ارزش. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    کسی خوش ندارد دور و برِ آدمِ تنها باشد. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    خوش حال شدم که دیدمت، ریچل ترحمش به حال من فاحش بود. هیچ وقت نمی‌دانستم ترحم چنین حالِ شرم آوری دارد؛ این یکی دو سال اخیر فهمیدم. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    هیچ وقت آدم هایی را درک نکرده ام که بی قید هستند و به آسیب هایی که دنباله روی از منویّاتِ دل شان به دیگران می‌زند اعتنا نمی‌کنند. آن هایی که می‌گویند دنباله روی از خواسته‌های قلبی چیز خوبی است… مزخرف می‌گویند. خودخواهیِ محض است. یک جور خودپرستی برای تسخیر همه چیز. (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    انگار به جای زیستن زندگی با زندگیِ واقعی بازی بازی می‌کنم. باید چیزی پیدا کنم که باید انجامش بدهم، چیزی که نتوانم خودم هم انکارش کنم و کنار بگذارمش. از پس این وضع بر نمی‌آیم؛ این که فقط زنِ خانه باشم. نمی‌فهمم بقیه چطور از پسش بر می‌آیند. عملاً هیچ کاری برای انجام دادن ندارم جز انتظار. انتظار مردی که باید خانه و دوستم داشته باشد. یا به دور و ... (...)

  • دختری در قطار
    از دختری در قطار :

    آدم می‌تواند هر چیزی که می‌خواهد به غریبه‌ها بگوید. اما خیلی هم درست نمی‌گوید؛ نمی‌شود چیزی گفت. (...)

  • کوری
    از کوری :

    زندگی با آدم‌های دیگر مشکل نیست، درک کردنشان مشکل است. (...)

  • کوری
    از کوری :

    کورتر از همه کسی بود که نمی‌خواست ببیند. (...)

  • دوستش داشتم
    ستاره داد
  • کافه پیانو
    ستاره داد
  • خرمگس
    ستاره داد
  • الف
    ستاره داد
  • بار هستی
    ستاره داد