hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...

آخرین فعالیت‌ها


  • مارینا
    از مارینا :

    «شکست‌های خاموش آسان‌تر پذیرفته می‌شود.» (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    زندگی هنرمند، زندگی پرخطر، نامطمئن و تقریباً همیشه در فقر است. آن را انتخاب نمی‌کنند؛ بلکه این نوع زندگی است که انسان را انتخاب می‌کند. با وجود این دو نکته اگر شکی داری، بهتر است که بلافاصله از این در بیرون بروی (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    «فقط کسانی ناپدید می‌شوند که جای رفتن دارند.» (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    اوسکار، دیده‌اید که ما برق نداریم. راستش خیلی به پیشرفت‌های علم مدرن اعتقاد نداریم. خوب که حساب کنیم، علمی که بتواند آدم را به کره‌ی ماه بفرستد، ولی قادر نباشد که تکه نانی روی میز هریک از افراد بشر بگذارد چه معنایی دارد؟ گفتم: شاید مسأله در علم نباشد، بلکه به کسانی مربوط باشد که در مورد کارکرد آن تصمیم می‌گیرند. خرمان به فکرم توجه نشان داد و به نحوی ... (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    می‌توانستم هزار سال نقاشی کنم، ولی ذره‌ای از توحش، نادانی و جنبه‌های حیوانی انسان‌ها را نمی‌توانستم تغییر دهم. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    هرگز نقاشی ندیده‌ام که بیش از تو قریحه داشته باشد. خودت هنوز نمی‌دانی و نمی‌توانی هم درک کنی، ولی آن را در خودت داری و یگانه ارزش من این است که آن را در تو تشخیص داده‌ام. تو به این پی نبرده‌ای، ولی من بیش از آن‌چه تو از من بیاموزی از تو یاد گرفته‌ام. دوست داشتم که تو استادی می‌داشتی که استعدادت را بهتر از شاگرد بی‌نوایی که من ... (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    نقاشی نوشتن با نور است. ابتدا بهتر است الفبایش را یاد بگیری؛ سپس دستور زبانش را. فقط آن موقع است که می‌توانی بر سبک و جادو تسلط پیدا کنی. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    طی ماه‌های بارداری کیرستن، خرمان یک سلسله پرتره از زنش کشید که از تمام آثار پیشین او فراتر می‌رفت. او هرگز حاضر به فروختن آن‌ها نشد. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    خرمان بی‌وقفه کار می‌کرد، نیرویی داشت که خودش هم نمی‌توانست توضیحش بدهد. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    در همان لحظه، خرمان تصمیم گرفت که با آن زن ازدواج کند، هرچند این آخرین کاری بود که تصور می‌کرد در زندگی انجام بدهد. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    موسیقی، مانند آبی در حال مد که بالا بیاید، جایی برای خود در باغ باز می‌کرد. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    هرگز چنین تابلوهایی ندیده بودم. آن‌ها مثل… عکس‌هایی از روح هستند. مارینا، ساکت، تأیید کرد. پافشاری کردم: باید کار هنرمند مشهوری باشند. هرگز نظیرشان را ندیده بودم. مدتی طول کشید تا مارینا جواب بدهد: و هرگز هم نخواهی دید. شانزده سال است که خالق‌شان دیگر نقاشی نمی‌کند. این سلسله پرتره‌ها آخرین آثارش بوده‌اند. آهسته گفتم: باید مادرت را شناخته باشد که بتواند این‌طور نقاشی کند. مارینا مدت درازی نگاهم کرد. ... (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    انسان تا وقتی از مرگ چیزی درک نکرده باشد، از زندگی هیچ ممکن نیست درک کند. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    صبر مادر علم است. (...)

  • مارینا
    از مارینا :

    نگفتی اسمت چیست. مارینا… (...)

  • جنگجوی عشق
    ستاره داد
  • با هم بودن
    ستاره داد
  • بافته
    ستاره داد
  • سابینا
    ستاره داد