hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
آبان
آذر
دی

آخرین فعالیت‌ها


  • سایه باد
    از سایه باد :

    ما در جهانی تاریک و ظلمانی زندگی می‌کنیم دانیِل و معجزه و جادو تنها چیزهایی هستن که می‌تونن به بودن در این جهان معنا و مفهوم بدن. اون کتاب به من یاد داد که می‌تونم قوی‌تر، محکم‌تر و مشتاقانه‌تر زندگی کنم. تونست قدرت دیدی به من بده که هرگز از اون برخوردار نبودم، حتی در ظاهر. همین یک دلیل کفایت می‌کنه تا کتابی که برای هیچ‌کس اهمیتی نداره برای من ... (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    هرگز به هیچ‌کس اعتماد نکن، دانیِل. به‌خصوص افرادی که همیشه تحسین‌شون می‌کنی و در ذهنت بزرگ‌ترین انسان‌ها هستن. همیشه همون آدم‌ها بیشترین بار رنج و درد را روی دوشِت می‌گذارن و تو را به سمت بدترین مصیبت‌ها هدایت می‌کنن. (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    یک بار در کتاب‌فروشی پدرم از زبان یکی از مشتری‌های دائمی شنیدم که می‌گفت بسیار به‌ندرت اتفاق می‌افتد با کتابی مواجه شویم که تأثیر و نفوذ آن با خواندن اثری برابری کند که برای نخستین بار روح و جان‌مان را به چالش کشیده است. آن نخستین تصاویر، پژواک و کلماتی که فکر می‌کنیم برای همیشه پشت سر گذاشته‌ایم در تمام طول زندگی همواره همراه‌مان خواهند ماند و در ذهن‌مان کاخی ... (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    احساس می‌کردم درون هر یک از آن جلدهای چرمی، کهکشانی ناشناخته وجود دارد که انتظار می‌کشد شخصی به آن راه پیدا کرده و کشفش کند تا شاید از دل آن جهان کشف‌شده دنیاهای جدیدتری خلق شوند؛ غافل از این‌که بیرون از آن دیوارها، خارج از جهان اسرارآمیز آن قفسه‌ها، مردم فقط روز را به شب می‌رساندند و اجازه می‌دادند زمان باارزش‌شان صرف مسابقات فوتبال و برنامه‌های بی‌محتوای رادیویی شود و ... (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    «بنا بر سنت قدیم، وقتی کسی برای اولین‌بار وارد این مکان می‌شه باید یک کتاب انتخاب کنه، هرچی که خودش بخواد. و از اون لحظه به بعد باید سرپرستی کتابی را که انتخاب کرده بر عهده بگیره. باید دائماً کنترلش کنه و مطمئن بشه که این کتاب ناپدید نشده و در جای خودش درون این قفسه‌ها به زندگی ادامه می‌ده. این یک تعهد خیلی خیلی مهمه دانیِل، تعهدی به زندگی ... (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    ما در مغازه‌ها این کتاب‌ها را می‌خریم و می‌فروشیم اما حقیقت اینه که کتاب‌ها هیچ مالک رسمی‌ای ندارن. هر مکتوب و نوشته‌ای که این‌جا داخل این قفسه‌ها می‌بینی روزی بهترین دوست و همراه یک انسان فرهیخته بوده و رازهایی در دل خودش داره که تا ابد همون‌جا باقی می‌مونن. اما اون یاران و دوستان دیگه وجود ندارن و حالا این کتاب‌ها فقط ما را در کنار خودشون دارن. (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    هر کتاب، هر تودهٔ مجلّدی که در این‌جا می‌بینی، دارای روحه. روح کسی که اون را نوشته و روح تمام کسانی که اون را خوندن، با اون کتاب زندگی کردن و به کمکش رؤیاهاشون را خلق کردن. هر زمان که یک کتاب از دستی به دست دیگه می‌رسه، هر زمان که نگاه یک نفر خطوطش را از ابتدا تا انتها طی می‌کنه، روح اون کتاب رشد می‌کنه و بزرگ‌تر و ... (...)

  • سایه باد
    از سایه باد :

    من در میان کتاب‌ها بزرگ شدم. از لابه‌لای صفحات غبارگرفته‌شان دوستانی خیالی انتخاب می‌کردم و احساس می‌کردم آن شخصیت‌ها را همراه با خودم به زمان حال می‌آورم و در زندگی روزمره‌ام به آن‌ها جان می‌بخشیدم. (...)

  • دختر ستاره
    از دختر ستاره :

    غیر قابل بیان بود. او امروز بود. فردا بود. ملایم‌ترین عطر یک گل کاکتوس، و سایه‌ی گریزان یک پریْ‌جغد بود. نمی‌دانستیم چطور تعبیرش کنیم. در فکرهایمان سعی می‌کردیم او را مثل پروانه به تکه‌ای چوب‌پنبه سنجاق کنیم، اما سنجاق فقط از بدنش رد می‌شد و او به دوردست‌ها پرواز می‌کرد. (...)

  • دختر ستاره
    از دختر ستاره :

    می‌خندید، وقتی هیچ مایه‌ی خنده‌ای وجود نداشت. می‌رقصید، وقتی هیچ موسیقی‌ای شنیده نمی‌شد. هیچ دوستی نداشت، تا آن زمان، او بی‌دوست‌ترین آدم مدرسه بود. (...)

  • دختر ستاره‌ای همیشه عاشق
    از دختر ستاره‌ای همیشه عاشق :

    عاشق زندگی در دنیای بدون ساعت هستم. قید و بند‌ها از بین رفته‌اند. مثل سگ کوچولوی بدون قلاده‌ای در چمنزار زمان هستم. وقتی امروز صبح، به بالا آمدن خورشید نگاه می‌کردم، حس قرابت جدیدی نسبت به آن به من دست داد. چیزی ابتدایی در من بیدار شد، چیزی که خود طلوع خورشید را به یاد من می‌آورد، پیش از آن‌که دقیقه‌ها و برنامه‌های زمانی و تقویم‌ها وجود داشته باشند، پیش ... (...)

  • دختر ستاره‌ای همیشه عاشق
    از دختر ستاره‌ای همیشه عاشق :

    آدم تا موقعی که از عشق و دلبستگی دیگران برخوردار نشده، زندگی واقعی نکرده. (...)

  • دختر ستاره‌ای همیشه عاشق
    از دختر ستاره‌ای همیشه عاشق :

    عاشقت خواهم بود، اما به خاطر تو از خودم دست نمی‌کشم. نمی‌توانم بدون پایبندی و وفاداری به خودم، به تو وفادار باشم. (...)

  • دختر ستاره‌ای همیشه عاشق
    از دختر ستاره‌ای همیشه عاشق :

    بیا به هم قول بدهیم که اگر دوباره همدیگر را دیدیم، اصلاً برف‌های تازه‌باریده‌ی همدیگر را به هم نزنیم و تلنبار نکنیم. برفابه نشویم. مثل این زمین، بمانیم و فقط در موقع خوب و مناسبِ خورشید، با هم آب بشویم. (...)

  • دختر ستاره
    ستاره داد
  • زنان کوچک
    ستاره داد
  • مون پالاس
    ستاره داد
  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    از کنار مسائل بی‌خیال رد نشو، مخصوصاً وقتی با آدمی مثل من طرفی. (...)

  • شدن
    ستاره داد
  • شیفتگی‌ها
    ستاره داد
  • مروارید
    ستاره داد
  • روح پراگ
    ستاره داد
  • کتاب‌دزد
    ستاره داد