hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
آذر
دی
بهمن

آخرین فعالیت‌ها


  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    سیستم اقتصادی فعلی ما عمدتاً به سمت ایجاد ثروت خیز برداشته است. برای به حداکثر رساندن فرصت انباشتن منابع اقتصادی برای عده‌ای معدود دست به هر کاری زده است، اما دربارهٔ این‌که وقتی پول به دست آمد چه‌طور باید مصرف شود حرف چندانی برای گفتن ندارد. کیفیت‌هایی که به تولید پول می‌انجامند به طرز مطمئنی در راستای کیفیاتی نیستند که خرج کردن شرافتمندانه آن را هدایت می‌کنند. این اتفاق می‌افتد ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    مسئله فقط پول داشتن نیست بلکه دانش چگونگی خرج کردن آن هم هست. (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    پول به تنهایی تضمین‌کنندهٔ هیچ‌چیز نیست. (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    در حال حاضر، به دو خیال حاکم اما متناقض تمایل داریم؛ یا مانند نسخهٔ اقتصادی اصلاحگر اجتماعی عهد ویکتوریا پول را سرمنشأ گناه بدانیم و بر این نظر باشیم که کاپیتالیسم باید منسوخ شود، یا همچون معلمان عشق آزادانه در دههٔ ۱۹۶۰، بازار را بی‌توجه به سوءاستفاده‌هایش بستاییم. آن‌چه به عنوان فرد و جامعه نیاز داریم ایجاد رابطه‌ای بهتر و عاقلانه‌تر و صادقانه‌تر با پول است. ما اقتصادی می‌خواهیم که ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    هنر می‌تواند از پول و کار کاملاً جدا به‌نظر برسد. میل داریم آن را در کنار تجملات و تعطیلات و مناسبت‌های خاص قرار دهیم. آدم‌هایی با ذهن هنری ممکن است به کاپیتالیسم همان نگاهی را داشته باشند که آدم‌های مؤدب قرن نوزده به سکس داشتند. قرن نوزده هم مانند همهٔ دوره‌ها درگیر سکس بود، اما آدم‌های اهل فکر و حساس چنان نسبت به خطراتش آگاه بودند و به‌نظرشان چنان موضوع ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    درختان در پاییز راهی به تعمق‌اند. از ما می‌خواهند که خودمان را بسته به ریتم جهان طبیعت ببینیم. این‌گونه شاید زهر این آگاهی را بگیرد که ما هم بالاخره خواهیم مُرد، هر چند نمی‌تواند به طور کامل، دردش را آرام کند. این‌که روزی خواهیم مُرد ترس و وحشت خاصی نیست، نفرین یا تنبیه منحصربه‌فردی هم نیست. (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    یک ویژگی اساسی تجربهٔ انسانی این است که درحالی‌که خودمان را از درون می‌شناسیم و درکی بی‌واسطه و بدیهی از این‌که چه شکلی هستیم داریم، دیگران را فقط از بیرون می‌بینیم. ممکن است به آدم‌ها احساس نزدیکی کنیم، ممکن است آن‌ها را به‌خوبی بشناسیم، اما همچنان شکافی میان ما می‌ماند؛ بنابراین حس کردن فردیّت توأم است با اندک کیفیتی از جدایی و تفاوت نسبت به همهٔ آدم‌های دیگر. آن‌چه می‌بینیم ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    در ۱۹۷۲، والتر میشل، روان‌شناس دانشگاه استنفورد، در دانشکدهٔ پرستاری بینگ آزمایشی را انجام داد که الان از شهرت زیادی برخوردار است. به تعدادی بچه تکه‌ای پاستیل نشان دادند و به آن‌ها گفتند می‌توانند آن را همان موقع بخورند، یا این‌که پانزده دقیقه صبر کنند که در آن صورت یک پاستیل دیگر هم به آن‌ها داده خواهد شد. فقط حدود یک‌سوم بچه‌ها توانستند لذت خوردن پاستیل را آن‌قدر به تأخیر ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    برای آدم بیست‌ساله آن هزاران ساعتی که در هفت‌سالگی سپری شده تقریباً هیچ است. برای آدم پنجاه‌ساله کل دههٔ بیست زندگی ممکن است مانند یک لحظهٔ گذرا باشد. با این حقیقت عجیب اما عمیقاً برجسته مواجه می‌شویم که مسائلی که در زندگی امروزمان این‌قدر بزرگ به‌نظر می‌رسند، روزهایی که انگار خودشان را همه‌جا پهن کرده‌اند، و ساعات پُرتنش یا بی‌میل، همه، سرانجام جزئیات خُردی از گذشته‌ای دور خواهند بود که ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    طبیعت نه‌تنها مأمور زندگی، که نیرویی است که ما را به سمت مرگ نیز هدایت می‌کند. وقتی می‌گوییم باید «مطابق با طبیعت» زندگی کنیم یعنی نه‌تنها خودمان را در معرض شور جوانی و زیبایی آفتاب قرار بدهیم، پاییز و زوال را نیز بپذیریم. درواقع همهٔ ما می‌دانیم که نهایتاً خواهیم مُرد، اما این اصلاً به معنای آگاهی لحظه‌به‌لحظه و دایم ما از میرایی خودمان نیست. هر موش و زرافه‌ای خواهد ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    هیچ راه‌حل جهانی برای جبران نداشته‌ها و در نتیجه، نوع هنری که باید خودمان را با آن احاطه کنیم وجود ندارد؛ به این بستگی دارد که چه‌چیزی در درون ما نامتعادل است و در چه جهتی قرار گرفته‌ایم. (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    یکی از اصلی‌ترین انتخاب‌های بغرنج انسان بودن این است که چه‌طور می‌توانیم تنش ذاتی میان عقل و بدن، میان زندگی غریزی و زندگی منطقی را به‌درستی اداره کنیم. در بسیاری از مکان‌ها و در دوره‌های طولانی از تاریخ، به‌نظر بدیهی می‌آمده است که هیچ انتخابی برای جوامع وجود ندارد، جز این‌که خودشان را در برابر کاستی‌های آب‌وهوا و جغرافیا سازمان‌دهی کنند. دغدغهٔ دستاوردهای بزرگ علم و تکنولوژی و سرمایه‌گذاری، رهایی ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    گفت آرزو دارد مذهب جدیدی را آغاز کند که مقدس‌ترین چیزهایش زیتون و لیمو باشد. (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    در پیروی از گوته، نیچه هم در ۱۸۷۶ به سورنتو در خلیج ناپل رفت. در آن‌جا شنا می‌کرد، از شهر پمپئی و معابد یونانی پائستوم دیدن کرد و در وعده‌های غذایی‌اش لیمو، زیتون، موزارلا و آوکادوو را کشف می‌کرد. این سفر سمت‌وسوی فکری‌اش را به‌چالش کشید: از بدبینی نئومسیحی پیشینش فاصله گرفت و به هلنیسمی متمایل شد که بیشتر روی به زندگی داشت. خیلی سال بعد، درحالی‌که خاطرات سفر ایتالیا ... (...)

  • هنر همچون درمان
    از هنر همچون درمان :

    هدف از نگاه کردن به هنر این نیست که به ما یاد بدهد دقیقاً مانند آن هنرمند واکنش نشان دهیم؛ باید شیوهٔ بنیادی او الهام‌بخش ما باشد؛ یعنی باید بفهمیم چه‌چیز یک قطعهٔ خاص از طبیعت را بیشتر دوست داریم، تجربیات‌مان در این مکان‌های خاص طبیعت را جدی بگیریم و دربارهٔ اشتیاق‌مان انتخابگر باشیم، تا این‌که طبیعت بتواند در تصورات ما به نیروی باثبات‌تر و درمانگرتری تبدیل شود. (...)

  • دختر ستاره
    ستاره داد
  • زنان کوچک
    ستاره داد
  • مون پالاس
    ستاره داد
  • شدن
    ستاره داد
  • شیفتگی‌ها
    ستاره داد
  • مروارید
    ستاره داد
  • روح پراگ
    ستاره داد