hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
مهر
آبان
آذر

آخرین فعالیت‌ها


  • مون پالاس
    ستاره داد
  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    از کنار مسائل بی‌خیال رد نشو، مخصوصاً وقتی با آدمی مثل من طرفی. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    رسیدن به قطعیت می‌تواند خطرناک باشد. بعضی وقت‌ها اتفاق می‌افتد که چیزها آن‌طور که به نظر می‌رسند نباشند و اگر بخواهی به نتیجه برسی، فقط خودت را به دردسر انداخته‌ای. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    من به جای حرف زدن با خودم شروع کردم به حرف زدن با او و لذت این کار بیش‌تر از هر چیز دیگری بود که از مدت‌ها پیش تجربه کرده بودم. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    کیتی باعث می‌شد من بهتر از آنی که بودم به نظر برسم. همین اعتماد به نفس مرا تقویت می‌کرد. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    یک مکالمه خوب مثل بازی خوب است. همبازی خوب توپ را مستقیماً توی دستکش تو جای می‌دهد؛ کاری می‌کند که به هیچ وجه توپ را از دست ندهی. وقتی موقعش می‌رسد که توپ را بگیرد، هر چیزی را که براش می‌فرستند می‌گیرد، حتی پرتاب‌های کج و کوله را؛ آن‌هایی را که از مسیر منحرف شده‌اند. این درست همان کاری بود که کیتی می‌کرد. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    آن‌قدر به کمال نزدیک است که هیچ دختر دیگری به پاش نمی‌رسد… وحشتناک عاشقت است. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    این‌که یک‌باره زندگی‌ات را در معرض باد قرار بدهی باعث می‌شود چیزهایی را کشف کنی که پیش از این هرگز نمی‌شناختی، چیزهایی که نمی‌توانی تحت هیچ شرایط دیگری بیاموزی. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    فهمیده بودم شاید بشود بدون این‌که سقفی بالای سرت باشد دوام بیاوری، اما نمی‌توانی بدون آن‌که بین درون و برونت توازنی برقرار کنی ادامه بدهی. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    شیوه غذا خوردن آدم‌های ماه بلعیدن نیست بلکه آن را بو می‌کنند. پول آن‌ها شعر است، شعرهای واقعی که روی تکه‌های کاغذ نوشته و ارزشش با ارزش خود شعر محاسبه می‌شود. بدترین جنایت باکرگی است و از جوان‌ها انتظار می‌رود جسارت‌شان را به والدین‌شان ثابت کنند. (...)

  • مون پالاس
    از مون پالاس :

    همین که نزدیک بود با زمین برخورد کنم اتفاق عجیبی افتاد: فهمیدم آدم هایی هستند که دوستم دارند. دوست داشته شدن آن هم به این شکل خیلی چیزها را عوض می‌کند. از وحشت سقوط کم نمی‌کند، اما دورنمای جدیدی به معنای وحشت می‌دهد. من از صخره پایین پریدم و بعد در آخرین لحظه چیزی از راه رسید و مرا میان زمین و آسمان گرفت. این چیزی است که من به ... (...)

  • شدن
    ستاره داد
  • سباستین
    از سباستین :

    زنانگی در همه جای دنیا نشانه‌های مشترکی دارد. یک سرش میل به زیبایی و جوان بودن است و سر دیگرش مهر مادری. (...)

  • سباستین
    از سباستین :

    بچه‌های کوبایی و آمریکایی، بچه‌های آذری و ارمنی، بچه‌های سوری و بچه‌های به دنیا آمده در خراب‌خانه‌ی داعش… همه شهروندان یک جهان‌اند که ناگهان بزرگ می‌شوند، می‌پاشند از هم و پرتاب می‌شوند به دنیاهایی که آدم‌هایش تاب تحمل هم‌وطن‌هایشان را هم ندارند، چه برسد به اینکه شهروندان دیگر دنیاها را تحمل کنند. (...)

  • سباستین
    از سباستین :

    زمانی که بدانید هر مفهومی در جهان هستی نسبی‌ست قضاوت‌های اولیه را کنار می‌گذارید و حقیقت را به درستی می‌پذیرد. شاید پذیرش منطقی و درست حقیقت اولین قدم در لذت بردن از شرایط موجود باشد. (...)

  • طولانی‌ترین آواز نهنگ
    از طولانی‌ترین آواز نهنگ :

    اول سکوت است و بعد عجیب غریب‌ترین صدای موسیقیایی شنیده می‌شود. صدایی بم، اسرارآمیز و ریتمیک. صدایی که هیچ وقت شبیه اش را نشنیده بودم. میخکوب شده ام. گوش می‌کنم و سعی میکنم سر از قاعده اش در بیاورم. پرنده‌ها یک آواز را بارها و بارها می‌خوانند. اما خواندن این‌ها فرق می‌کند با این حال معلوم است که همینجوری و الکی نیست. گاهی فریاد غم انگیزی است، گاهی زمزمه ای ... (...)

  • طولانی‌ترین آواز نهنگ
    از طولانی‌ترین آواز نهنگ :

    به همه‌ی آن نهنگ‌هایی فکر می‌کنم که سلطان دریاها بودند و در دریاها با شادی شنا می‌کردند. غیراز ماهی‌های مرکب غول پیکر دشمن دیگری نداشتند. بعد یک مرتبه انسان ظالم شروع کرد که به کشتن آن‌ها، قرن‌ها و قرن‌ها و قرن‌ها. هزار تا هزار تا شکارشان کرد تا بالاخره چند نوع آن‌ها تقریبا از بین رفت. بی خود نیست که این جانوران بیچاره این هم ناله و شکوه می‌کنند. (...)

  • شیفتگی‌ها
    ستاره داد
  • مروارید
    ستاره داد
  • روح پراگ
    ستاره داد
  • کتاب‌دزد
    ستاره داد