hedgehog

hedgehog

جملات ارزشمند کتاب ها که همچون دسته گلی از آسمان فرو می ریزند...
بهمن
اسفند

آخرین فعالیت‌ها


  • دوستش داشتم
    از دوستش داشتم :

    چقدر زمان لازم است تا بوی کسی را که دوست داریم، از یاد ببریم؟ چقدر باید بگذرد تا دیگر دوستش نداشته باشیم؟ کاش کسی به من ساعت شنی می‌داد؟ (...)

  • دوستش داشتم
    از دوستش داشتم :

    برایم قابل درک نبود. نمی‌توانستم مردی را که در ابراز علاقه خسّت به خرج می‌داد و جلو شور و هیجانش را می‌گرفت درک کنم. یعنی نباید احوالات درونی مان را بروز بدهیم، مبادا ضعیف به نظر برسیم؟ من که نمی‌فهمیدم. در خانه من بوسه و نوازش جزئی از زندگی بود. (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    «تو که در چشمام زندگی می‌کنی. بیدار شو می‌خواهم خوابت را زندگی کنم» (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    آدما توی شرایط سخت باید بعضی چیزا رو به خودشون و بقیه اثبات کنن. (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    فراموشی انتخاب بدی نیست. گاهی وقتا که خسته ای و حوصله مرور هیچ حرفی را نداری. (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    خشایار چه خوب خدا را بریده ای. خدا را از وسط چوب کشیده ای بیرون. خدایی زیبا، بزرگ، عادل. خدا در دست بچه‌ها خوشحال است. اخم ندارد. رحم دارد. (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    زن همسایه #آزاد است و #رها وقتی #آواز می‌خواند. شبیه #پروانه ای است که #پیله اش را شکافته و رفته. مدت هاست که جز تکه‌های پاره پاره ی #ابریشم چیزی کف خانه اش پیدا نمی‌شود. دلت می‌خواهد الان تهران بودی و او می‌خواند. دلت می‌خواهد از او می‌پرسیدی دستگاه‌های آوازی چه فرقی با هم دارند. از او می‌پرسیدی نفسش را چطور تنظیم می‌کند، که در هر مصراع کم نیاورد موقعی ... (...)

  • مورچه در ماه
    از مورچه در ماه :

    می دانم که می‌خواهی با خواندن عنوان‌های کتاب‌های کتابخانه توجه مرا به خودت جلب کنی. می‌دانی که فقط نقطه ضعفم کتابهام است. (...)

  • جوجه تیغی
    از جوجه تیغی :

    اکثر مردم برای تبدیل زندگی به یک کاریکاتور زشت، از انجام هیچ کاری کوتاهی نمی‌کنند، زندگی‌ای که می‌تواند شبیه یک تابلوی با مفهوم باشد. (...)

  • جوجه تیغی
    از جوجه تیغی :

    ارزش یک چیز در همان لحظه ای است که مورد نیاز است. (...)

  • جوجه تیغی
    از جوجه تیغی :

    اگر اسم گرفتن حقت، قاطر بودن است، قبول دارم. هزار بار قاطر بودن را به گوسفند بودن ترجیح میدهم. هر چی سر این ملت می‌آید، از مثل گوسفند رفتار کردنشان است که می‌آید. صدای کسی در نمی‌آید، هیچ کس به چیزی اعتراض نمی‌کند. وقتی این طور می‌شود، هر کسی شروع می‌کند به بالا رفتن از سر و کولمان. بعضی‌ها باید به این روند پایان بدهند. (...)

  • جوجه تیغی
    از جوجه تیغی :

    آیا کار درستی است دوست‌ها از پشت به هم خنجر بزنند؟ این کار فقط از دست دشمنان بر می‌آید. کسی که دوست خود را از پشت بزند دیگر دشمن او محسوب می‌شود و حقش است که از پشت خنجر بخورد. (...)

  • جوجه تیغی
    از جوجه تیغی :

    بعضی‌ها حتی گناه خود را به خاطر نمی‌آورند. گاهی حوادثی که بین ما اتفاق افتاده است، از نظر بقیه کوچک و بی اهمیت شمرده می‌شود، اما بدی که بزرگ و کوچک ندارد و با قصد انجام شده است و باید حساب پس بدهد. اگر همه مثل من باشند، دنیا تبدیل به جایی پر از عدل و آرامش می‌شود. (...)

  • تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
    از تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم :

    لحظات زیادی در پیش روست که دوست خواهم داشت با تو حرف بزنم. (...)

  • تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم
    از تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم :

    او فراموش کرده بود که در آغوش گرفتن یک بچه یا هر کس دیگری چه حسی دارد. اینکه چطور سنگینی شان روی تو می‌نشیند، اینکه چطور غریزی به تو می‌چسبند، چطور به تو اعتماد می‌کنند. (...)

  • کافه پیانو
    ستاره داد
  • خرمگس
    ستاره داد
  • الف
    ستاره داد
  • بار هستی
    ستاره داد
  • 11 دقیقه
    ستاره داد