جنگل واژگون

The inverted forest

۳.۷ از ۵ · ۳۵ رأی۹۶ صفحه۱۰ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

آنچه در پی می‌آید، گزیده یادداشت‌های روزانه‌ای‌ست به تاریخ ۳۱ دسامبر ۱۹۱۷. این یادداشت‌ها در شورویوی لانگ آیلند، به قلم دختر‌بچه‌ای به نام کورین فون نوردهوفن نوشته شده است. کورین دختر سارا کیس مونتروس فون نوردهوفن وارث تجهیزات ارتوپدی مونتروس بود که در ۱۹۱۵ خودکشی کرد. پدر کورین، بارون اوتو فون نوردهوفن، هنوز زنده بود، یا دست‌کم زیر نقاب خاکستری تبعید هنوز نفس می‌کشید. کورین این فصل از یادداشت‌های روزانه‌اش را در شب پیش از یازدهمین سالگرد تولدش شروع کرد.

تعداد صفحه
۹۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۵۷۳۲۹۹
سال نشر
۱۳۹۰
تعداد نقل قول
۱۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱۰ نقل قول

« شاعر شعرشو ابداع نمی‌کنه، کشفش می‌کنه. » این را گفت بی آینکه شخص خاصی را مخاطب قرار دهد. به آهستگی افزود: « جایی که رود مقدس الف جریان داره، کشف شده، نه ابداع. »

« شاعر شعرشو ابداع نمی‌کنه، کشفش می‌کنه. » این را گفت بی آینکه شخص خاصی را مخاطب قرار دهد. به آهستگی افزود: « جایی که رود مقدس الف جریان داره، کشف شده، نه ابداع. »

فورد هیچوقت متوجه این نشده که تو عالی‌ترین کلاه صاف کن عالمی. منظورم اینه که آدم نمی‌تونه به اون نوع شعری برسه که فورد بهش رسیده، مگر اینکه توانایی عادی مردا برای تشخیص دادن یه کلاه صاف کن عالی رو از دس بده.

« هیچوقت تو زندگیم لب به مشروب نزدم. » فورد این را به آرامی گفت، انگار بخواهد حالت اعتراف گونه را از حرفش بگیرد. « نه بخاطر اینکه مادرم الکلی بود. هیچوقت سیگارم نکشیدم. دلیلش اینه که وقتی بچه بودم، یه نفر بهم گفت الکل و سیگار حس چشایی رو ضعیف می‌کنه. من فکر کردم خوبه که آدم حس چشایی کامل و بی نقصی داشته باشه. یه جورایی هنوزم همینجور فکر می‌کنم. هنوز نتونستم از خیلی اعتقادات بچگیم دست بکشم. »

من حتی یه بارم بابت شعرا ازش تشکر نکردم. حتی هیچوقت بهش نگفتم اینا چقدر برام ارزش داره. می‌ترسیدم طلسمش بشکنه _ همه چی برام عین جادو بود.