
۱۶ کتاب
جروم دیوید سالینجر، نویسنده آمریکایی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به نوجوانی، بیگانگی، صداقت و حساسیت زخمی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.جروم دیوید سالینجر، نویسنده آمریکایی است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به نوجوانی، بیگانگی، صداقت و حساسیت زخمی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است.
از میان جنگل به طرف چشمه رفتم - قشنگترین جای روی زمین است. همه چیز چشمنواز بود. احساس میکردم آرامش و طراوت جنگل در روحم نفوذ میکند و من را هم با خودش یکدست میکند، یکدست با آبی آسمان، با سبزی درختهای خزه بسته و با درخشندگی برف.
۱۶ کتاب
از میان جنگل به طرف چشمه رفتم - قشنگترین جای روی زمین است. همه چیز چشمنواز بود. احساس میکردم آرامش و طراوت جنگل در روحم نفوذ میکند و من را هم با خودش یکدست میکند، یکدست با آبی آسمان، با سبزی درختهای خزه بسته و با درخشندگی برف.
پسر، موقعی که آدم میمیرد، این مردم خوب آدم را از چهار طرف محاصره میکنند. من امیدوارم که وقتی مُردم، یک آدم بافهم و شعوری پیدا بشود و جنازهی مرا توی رودخانهای، جایی بیندازد. هرجا که میخواهد باشد، ولی فقط توی قبرستان، وسط مردهها، چالم نکنند. روزهای یکشنبه میآیند و روی شکم آدم دسته گل میگذارند، و از این جور کارهای مسخره. وقتی که آدم زنده نباشد، گل را میخواهد چه کار؟ مرده که به گل احتیاجی ندارد… آدم تا زنده است باید از کسی که دوستش دارد گل هدیه بگیرد… – ناتور دشت اثر سلینجر [لینک مرتبط: معرفی کتاب ناتور دشت]
همه ی احکقها از اینکه بهشان احمق بگویی زورشان میآی
آدمها همیشه فکر میکنند هرچه میگویند درستِ درست است!
آره پسر جون زندگی بازیه. یه بازی که بای بر اساس قواعدش پیش بری!