امتیاز نداده‌اید

پدری و پسر کم سن و سالش، سرزمینی سوخته و ویران‌شده را در می‌نوردند و به آرامی به سوی ساحلی ناشناخته پیش می‌روند. در چشم‌اندازهای ویران، هیچ چیز حرکت نمی‌کند، مگر خاکستری که باد آن را می‌پراکند. آن‌ها چیزی ندارند به جز تپانچه‌ای برای دفاع از خودشان در برابر مردانی که سایه وار در حرکتند، لباس‌های کهنه، یک گاری غذای یافت شده از میان زباله‌ها و مردارها و مهم‌تر از همه یکدیگر. شاهکار مکارتی در آن است که در چنین فضای هول‌انگیزی، معجزه انسانیت تزلزل‌ناپذیر را، با جذابیتی وصف‌ناپذیر به تصویر می‌کشد.

تعداد صفحه
۲۸۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۸۸۳۸۸۳۱
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

شجاعانه‌ترین کاری که کردی چی بود؟ روی زمین خون تف کرد و گفت: این که امروز صبح از رختخواب بیرون اومدم.