- نوشته استفنی مهیر
- ترجمه ایرج مثال آذر
- ناشر در دانش بهمن
در جشن تولد بلا سوان، در خانه دکتر کالن، اتفاق ناگواری پیش میآید... ادوارد کالن و خانوادهاش برای امنیت جان بلا، تصمیم میگیرند برای همیشه از شهر فورکس بروند. اما بلا تحمل دوری از ادوارد را ندارد... در این میان جاکوب سرخپوست، صمیمیترین دوست بلا، آن جاکوب همیشگی نیست. او تغییر کرده است... بلا پس از رفتن ادوارد کالن به دوستی با جاکوب دلخوش کرده بود، اما...
- تعداد صفحه
- ۵۹۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۷۴۰۶۴۳
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۱
نقل قولها و فعالیتها
۱ نقل قول
زمان سپری میشود، حتی وقتی که غیرممکن به نظر بیاید. حتی وقتی که هر تیک تاک عقربه ثانیه شمار، مثل ضربات خون در پشت یک زخم یا خراشیدگی، دردآور باشد. زمان به طور نامنظمی سپری میشود، با پیچشها و چرخشهای عجیب و آرامشها و وقفههای کِشدار؛ اما به هر حال میگذرد.