zahralabbafan

zahralabbafan

زهرا لبافان

تقویم مطالعه ۱۳۹۶ X
خرداد
تیر
مرداد

آخرین فعالیت‌ها


  • عادت می‌کنیم
    از عادت می‌کنیم :

    مردم درباره دو چیز هیچوقت حرف راست نمی‌زنند. پول و درسخوان بودن بچه هایشان. (...)

  • عادت می‌کنیم
    از عادت می‌کنیم :

    از سهراب یاد گرفتم به جای مدام نگران این و آن بودن، یک کمی هم خودم را دوست داشته باشم. (...)

  • عادت می‌کنیم
    از عادت می‌کنیم :

    سهراب به احمقانه‌ترین مشکل‌ها با دقت گوش می‌کرد و راه حل پیشنهاد می‌کرد. فقط به چاق شدم‌ها بود که می‌خنیدید و می‌گفت: «چه خوب! حالا چند کیلو بیشتر آرزو داریم.» (...)

  • عادت می‌کنیم
    از عادت می‌کنیم :

    بعضی‌ها انگار به دنیا آمده اند برای چَشم گفتن، بعضی‌ها چَشم شنیدن. (...)

  • 3 بر خوانی
    ستاره داد
  • ابله محله
    از ابله محله :

    رازها روی نوک زبان ما مثل فلفل قرمزاند. دیر یا زود زبانمان را آتش می‌زنند. دیر یا زود دهانمان را باز می‌کنیم و شیطانکی را که بین دندانهای به هم فشرده ما، می‌کوشد به اعتراف وادار مان کند، نشان می‌دهیم. و بعد، باید حرف زد و باز هم حرف زد. (...)

  • ابله محله
    از ابله محله :

    به چه فکر می‌کنی؟ زنان عاشق دوست دارند دلسوز (حداقل دلسوز) و بنابراین منطقی و خوش فکر به نظر برسند. اما گرچه رویای منطقی بودن را در سر می‌پروانند، امیدوارند که در پاسخ به چنین سوالی فقط یک پاسخ بشنوند. به نظر آنها فقط یک پاسخ مناسب وجود دارد: به تو فکر می‌کنم. اما محبوب آنها غالباً از مشکل، با مهارت می‌پرهیزد» به هیچ چیز فکر نمی‌کنم. (...)

  • ابله محله
    از ابله محله :

    وقتی آدم کسی را دوست دارد چیزی هم برای گفتن به او پیدا می‌کند، تا آخر زمان. (...)

  • ابله محله
    از ابله محله :

    لبخند از فکر قابل اعتماد‌تر است. لبخند بسیار موثر‌تر و بسیار پرمعنی‌تر است. (...)

  • ابله محله
    از ابله محله :

    این یک قانون قدیمی دنیاست، قانونی نامکتوب: هر کسی که چیزی بیشتر دارد، در همان لحظه، چیزی هم کمتر دارد. (...)

  • ابله محله
    ستاره داد
  • مجلس ضربت زدن
    از مجلس ضربت زدن :

    فرزندانتان را نه برای زمان خودتان، که برای زمان خودشان تربیت کنید! (...)

  • مجلس ضربت زدن
    از مجلس ضربت زدن :

    آنها سه تن اند که می‌میرند؛ یکی برای ظلمش! یکی برای مکرش! و یکی برای عدالتش! ولی نه؛ در عمل ظلم و مکّار جان به در بُردند، و تنها سومی بود که فرقش شکافت! عدالت می‌میرد، و ظلم و مکر می‌ماند! (...)

  • امینه
    از امینه :

    فتحعلی خان پای رفتار نداشت، ولی میدانست که سپاهیانش در انتظارند، آنها می‌بایست شب از محدوده اصفهان دور شوند. وقت برخاستن دعایی خواند و شنید که صدا از آنسوی پرده می‌گوید «مرا به چه نام میخوانید؟» مرد دلاور ایلاتی از نفس ماند «به نامی که در وقت آن ولادت سعید در گوشتان خوانده اند» صدا از پشت پرده آمد «نه مرا نامی بده که از امشب به آن خوانده شوم» ... (...)

  • امینه
    از امینه :

    آدمیزاد یک عمر- یعنی صدها عمر- است که می‌کوشد شاید مرز بین افسانه و تاریخ، قصه و واقعیت، راست و دروغ، حق و ناحق را معلوم کند. هنوز که هنوز است پیدا نشده… (...)

  • امینه
    ستاره داد
  • آخرین فراری
    از آخرین فراری :

    باید با غریبه هایی که با شما زندگی می‌کنند همان طور رفتار کنید که انگار در میان خودتان متولد شده اند و آن‌ها را مثل اطرافیان خود دوست بدارید. (...)

  • آخرین فراری
    از آخرین فراری :

    در سکوت حواس آدم کمتر پرت میشه. سکوت مداوم به انسان اجازه می‌ده واقعاً به چیزی که در عمق وجودش جریان داره گوش بده. ما بهش می‌گیم امید و انتظار (...)

  • شب‌های روشن
    ستاره داد
  • 1984
    ستاره داد
  • عطش مبارزه
    ستاره داد
  • مترجم دردها
    ستاره داد
  • پر
    ستاره داد