تقویم مطالعه ۱۳۹۸ X
مرداد
شهریور
مهر

آخرین فعالیت‌ها


  • وقتی نیچه گریست (رمانی درباره وسواس)
    از وقتی نیچه گریست (رمانی درباره وسواس) :

    خلاقیت و اکتشاف نیز جر با رنج به دست نمی‌آید. (...)

  • بوی وانیل
    ستاره داد
  • دختری که رهایش کردی
    برای دختری که رهایش کردی نوشت :

    ترجمه و به ویژه ویراستاری کتاب افتضاح بود

  • خدمتکار و پروفسور
    از خدمتکار و پروفسور :

    نظم ریاضیات به این خاطر زیباست که تاثیری بر دنیای واقعی ندارد. آدم‌ها صرف دانستن اعداد اول نه زندگی شان بهتر می‌شود و نه پولدار می‌شوند. البته خیلی از کشفیات ریاضی هستند که علی رغم پیچیدگی ظاهری شان کاربردهای علمی دارند. تحقیق بر روی بیضی‌ها باعث شد اندازه گیری مدار حرکت سیارات ممکن شود و انیشتین از هندسه ی غیراقلیدسی استفاده کرد تا شکل جهان را توصیف کند. یک نمونه ... (...)

  • من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت)
    از من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت) :

    نور دیده کجایی؟ از کجا باور کنم تویی تا سلامت کنم. همه جا را گشتم. سراغ تو را از مرده‌ها و زنده‌ها گرفتم. از رود کارون و خاک زمین و برگ‌های درخت و گل سرخ و شقایق پرسیدیم. همه ی گل‌های باغ از تو خاطره داشتند و همه تو را صدا می‌زدند حتی مترسک باغ حیاط که لباس‌های تو را می‌پوشید از فراق تو مُرد. به خدا می‌سپارمت تا همیشه ... (...)

  • من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت)
    از من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت) :

    دین چیزی نیست جر راهی برای تکامل انسان. (...)

  • من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت)
    از من زنده‌ام (خاطرات دوران اسارت) :

    نیایش همیشه زیباست. به هر شکل و به هر زبان که باشد زیباترین جلوه ی ارتباط انسان با خداوند است. (...)

  • نامه
    ستاره داد
  • آش انار
    ستاره داد
  • کارما
    ستاره داد
  • پرنده من
    از پرنده من :

    وقتی آدم به اندازه ی کافی از زندگی اش فاصله می‌گیرد تازه متوجه می‌شود چه چیزهایی دارد (...)

  • پرنده من
    از پرنده من :

    راه رفتن خوب است. همیشه خوب بوده است. همیشه به درد می‌خورد. وقتی که فقیری و کرایهٔ تاکسی گران تمام می‌شود. وقتی که ثروتمندی و چربی‌های بدنت با راه رفتن آب می‌شود. اگر بخواهی فکر کنی می‌توانی راه بروی. اگر بخواهی از فکر خالی بشوی باز هم باید راه بروی. برای احساس کردن زندگی در شلوغی خیابان‌ها باید راه بروی و برای از یاد بردن آزار و بی مهری مردم ... (...)

  • بعد از پایان
    از بعد از پایان :

    حافظه ی آدم در ندارد که آدم‌ها برای رفت و آمدشان اجازه بگیرند،در زندگی هرکس چند نفری هستند که برای رد شدن از مرز ذهن ویزا لازم ندارند،و خواسته و نخواسته همه جا با او هستند. لابد تا پای گور هم (...)

  • بعد از پایان
    از بعد از پایان :

    شاید فکر کرده ام که گفتن فایده ندارد. آدم‌ها که فقط با توضیح دادن برای هم قابل قبول نمیشوند. (...)

  • بعد از پایان
    ستاره داد
  • بعد از پایان
    از بعد از پایان :

    آدم‌ها گاهی بدترین ایرادها را از خودشان می‌گیرند ولی تحمل شنیدن نصف آن را از زبان دیگران ندارند. (...)

  • پرنده من
    ستاره داد
  • هنوز هم من
    ستاره داد
  • سباستین
    از سباستین :

    اما جذابیت سفر اتفاقاً گاهی به این است که چیزی را پیدا کنی که اصلاً انتظارش را نداری. آن موقع ارزش داشته هایت را بیشتر می‌فهمی. (...)

  • مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان)
    از مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان) :

    جوان‌های ایرانی یا اهل سفر نیستند یا اگر هم باشند، گرفتن ویزای اروپا برای شان مشکل است و از آن گذشته، حس ماجراجویی و کشف جاهای ناآشنا در آنها کمتر است. به این مسئله باید مسائل اقتصادی را از یک طرف و تلقی ما از مسائل اقتصادی را هم از طرف دیگر اضافه کرد. درست است که وضعیت بد اقتصادی باعث می‌شود پولی برای سفر باقی نماند، اما فراموش نکنیم ... (...)

  • مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان)
    از مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان) :

    دردناک است که آدم از دزدیدن شدن دارایی اش خوشحال شود، اما یک لحظه می‌گویم اگر اینها همچنان پیش ما بود، آیا تا این حد مراقبش بودیم و آیا مردم جهان می‌توانستند از این گنجینه استفاده کنند؟ (...)

  • مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان)
    از مارک و پلو (سفرنامه‌های منصور ضابطیان) :

    کتاب خواندن در پاریس حسابی حرص آدم را در می‌آورد. هر کس را می‌بینی، یک کتاب در دست دارد و تند تند مشغول مطالعه است. سن و سال هم نمی‌شناسد، سیاه و سفید و مرد و زن و بچه هم نمی‌شناسد. انگار همه در یک ماراتن عجیب گرفتار شده اند و زمان در حال گذر است. واگن‌های مترو گاهی واقعا آدم را یاد قرائت خانه می‌اندازند، مخصوصا اینکه ناگهان در ... (...)