نان و شراب
Pane e vino
- نوشته اینیاتسیو سیلونه
- ترجمه محمد قاضی
- ناشر نگارستان کتاب
از این قبیل کتابها در دبیرستان ما نیز میگردانند. من خیال میکنم این نوع کتابها را عمدا چاپ میکنند تا در مدارس کشیشان و خواهران تارکدنیا همه آنها را بخوانند. من خودم دهتایی از آنان را خواندهام که همه به هم شبیه بودند. فصل اول عصمت. فصل دوم وسوسه. فصل سوم سقوط . فصل چهارم گناه. فصل پنجم بر سراشیبی ننگ. فصل ششم نخستین احساس پشیمانی...
- تعداد صفحه
- ۴۷۲
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۰۷۰۱۵۰
- سال نشر
- ۱۳۸۸
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
تو هیچ مترس چون بخشوده شده ای، اما برای جامعه فاسدی که تو را مجبور کرده است تا از بین مرگ و بی آبرویی یکی را انتخاب کنی، بخشایش وجود ندارد.
در هیچ عصر و زمانه ای مانند دوران ما کلمات را از هدف ساده و طبیعی خویش که مرتبط ساختن انسانها به یکدیگر است منحرف ننموده اند. حرف زدن و فریب دادن امروزه تقریبا مترادفند.
زمانی بود که راستگویی هم تا حدی پیشرفت داشت و کم و بیش قابل اغماض بود، اما امروز دیگر اصلا بازار ندارد.
دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه،دست دراز به همه جا میرسدوبرای گرفتن است،دست کوتاه برای دادن است ولی فقط به کسانی میرسد که نزدیک ترند.
«درکشور تبلیغات،یک مرد،هرکه میخواهد باشد و هرقدرحقیروناچیز باشد،همینکه بامغزخودش فکرکرد نظم عمومی را به خطر خواهد انداخت. خروارهاکاغذ چاپ شده شعارهای رژیم حاکم رامنتشر میکنند، هزارها بلندگو وصداها هزار اعلامیه واوراق تبلیغاتی که مجاناٌ توزیع میشود، گروه گروه ناطق وواعظ که در همه ی میدانهای عمومی و چهارراه هاخطابه میخوانند،هزاران کشیش که ازفراز منبر خود همان شعارها را تکرار میکنند به حدی که همه ذله میشوند و سرسام میگیرند. در این میان فقط کافی است یک مرد حقیر،یک موجود تنها و ضعیف بگوید نه! و بگوش نفرپهلو دستی خود زمزمه کند نه! و یا شب هنگام روی دیوار بنویسد نه! تا نظم عمومی به خطر بیفتد»