1 مشت تمشک

۳.۶ از ۵ · ۲ رأی۳۰۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

استلا حرکات او را با چشمانش دنبال می‌کرد، بسختی نفس‌نفس می‌زد، گویی هوا برایش کافی نبود. با صدای خفیفی که به دشواری شنیده می‌شد گفت: حالا معنی زلزله را می‌فهمم. حالا می‌فهمم که چه طور زمین زیر پای آدم دهان باز می‌کند و همه چیز را در خود می‌گیرد.

تعداد صفحه
۳۰۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۰۰۰۶۸۷۰
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.