آتش دزد

The fire thief

امتیاز نداده‌اید

پومتئوس زنجیر‌های پاره شده را به کناری پرت کرد و زیر لب گفت: شاید اصلا در دنیای دیگری مخفی شدم! پرومتئوس ایزدی یونانی بود و همیشه در حال فرار. جرمش؟ دزدیدن آتش از زئوس و بخشیدن آن به انسان‌ها. مجازاتش؟ پرنده‌ای غول آسا جگرش را بیرون بکشد. ولی نه. در سال ۱۸۵۸ پرومتئون فرار کرد و به شهر من آمد. اما من کی‌ام؟ ( چه قدر سؤال می‌کنی!) من یتیم‌ام. شغلم؟ پولدارها را از شر ثروت‌شان خلاص می‌کنم. من و پرومتئوس خیلی زود با هم دوست شدیم...

تعداد صفحه
۲۹۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۹۳۹۱۶
سال نشر
۱۳۸۸
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

دروغگویی بهترین کاری است که سیاستمدارها بلدند.

از میدان شهرت و آوازه‌اش،با چهره‌ای خونین و با طراوت او را آهسته و اندوهگین،بر زمین نهادیم؛ نه سنگی برافراشتیم و نه چیزی بر گورش نوشتیم، ما او را با جلال و عظمتش تنها گذاشتیم.

اگر امید نبود،یک میلیون سال پیش جهان در نومیدی و یاس به آخر رسیده بود.

مادر،دیگر توان مراقبت از چرخی را که به من سپرده‌اند،ندارم. انگشتانم درد می‌کنند و لبانم خشک شده‌اند. آخ که اگر دردم را حس می‌کردی! اما مگر آن‌چه را من کشیده‌ام کسی حس کرده است؟