تقویم مطالعه ۱۳۹۹ X
شهریور
مهر
آبان

آخرین فعالیت‌ها


  • خلا موقت
    از خلا موقت :

    هوشیار باش،جهان گودالی ژرف و تاریک است. در هر سو،مرگ دامش را گسترده است (...)

  • در 1 جنگل تاریک تاریک
    برای در 1 جنگل تاریک تاریک نوشت :

    نویسنده در این اثر حس تعلیق و هیجان را بخوبی در تک تک لحظات داستان ایجاد نموده است. تنها اشکالی که به این رمان میتوان وارد کرد،پایان بندی مشخص و قابل حدس زدن برای خواننده است که نویسنده با ظرافت بیشتری میتوانست از این اشکال جلوگیری نماید. در انتها خواندن این داستان را به تمامی دوستداران سبک جنایی پیشنهاد میکنم.

  • هری پاتر و فرزند نفرین شده
    از هری پاتر و فرزند نفرین شده :

    گاهی وقتها ،هر قدر هم چیزی گرون باشه،آدم باید بهاشو بده. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    برای خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی نوشت :

    در جلد چهارم،داگلاس آدامز مجددا از لفظ طنز برای بیان واقعیات زندگی و مصایب و مشکلات آن استفاده نموده است. نوع نگرش نویسنده و شیوه بیان آن میتواند به تنهایی مرجعی برای سایرین باشد. طبق معمول قلم شیوای نویسنده و داستان دنباله داری که به خوبی خوانده را ترغیب به ادامه میکند و همچنینی نثر طنز و پر از اشارات گوناگون به مسایل روزمره در جذاب‌تر شدن کتاب تاثیر به سزای دارد. کتاب چهارم راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن‌ها را به همه علاقمندان مطالعه پیشنهاد میکنم.

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    وقتی ما دانشمندها یه چیزی پیدا می‌کنیم که نمیفهمیمش،اسمش رو یه چیزی میداریم که شما نتونین بفهمین یا حتی تلفظ کنین. یعنی می‌خوام بگم اگه ما به شما اجازه بدیم که راست راست راه برین و به یارو بگین خدای بارون،این به این معنیه که شما یه چیزی میدونین که ما نمیدونیم و ما نمیتونیم اجازه چنین وضعیتی رو بدیم. نخیر. بنابراین اول یه اسمی روی ماجرا میذاریم که معلوم ... (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    اکنون همهمه ای از صداها،توضیحات و ناله ها،فاجعه ای برگشت ناپذیر،دنیایی محکوم به نابودی،موجی از یاس و توفانی از نا امیدی،سقوطی مرگبار و شکستن دوباره کلمات. به ناگهان جرقه ای از امید،یافتن سایه ی زمینی دیگر در میان تور زمان‌ها ،میان ابعاد در هم تنیده،تنش و کشش موازی،جهش اراده،سقوط و شکست و فرار آن. زمینی نو به جایگزینی زمین نابودشده ی پیشین. زمینی بدون دلفین ها. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    خروش عمیق اقیانوس. شکستن امواج در سواحلی دور و دست نیافتنی. تندر بی صوت عمق. و در این میان صداهایی،نه صدا که زمزمه و آوا،تکه پاره‌های کلمات،نواهایی نیمه گفته و نیمه فکر شده. سلامهایی که موج موج می‌رسند و می‌روند،کلماتی که موج مانند شکسته می‌شوند و به اقیانوس بی کلامی باز می‌گردند. صدها پاره‏‏‏ ی شکسته ی غم در سواحل زمین. موج‌های شادمانی در-راستی در کجا؟جهانی که به گونه ای ... (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    دلیل دیگه ای که لقب وونکو عاقل رو به خودم دادماینه که مردم فکر کنن من عقلم رو از دست دادم. این به من اجازه میده که هر چیزی رو که میبینم بیان کنم. اگر برات مهمه که مردم فکر کنن که دیوونه شدی،هیچ وقت دانشمند خوبی نمی‌شی. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    من اسم دوران بچگیم رو رو خودم گذاشتم تا یه چیزی رو به یاد خودم بیارم: این که یه دانشمند باید مثل یه بچه باشه. اگه چیزی رو میبینه باید بگه که اون رو میبینه. فرقی نمیکنه که اون چیزی باشه که فکر میکرده قراره ببینه یا نه. اول ببین،بعد فکر کن،بعد تست کن. اما همیشه اول ببین. وگرنه فقط چیزهایی رو میبینی که انتظارش رو داری. بیشتر دانشمندها این ... (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    البته واضح و مبرهنه که هیچ اژدهای آتشین فولورنیسی از کنار اونها رد نشد،چون نسل این اژدهاها،مثل نسل دایناسورها و دودوها،و بر خلاف نسل بوئینگ‌های 747،متاسفانه منقرض شده و جهان دیگه هیچ وقت چنین موجوداتی رو به خودش نخواهد دید. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    آرتور و فنچرچ در هم آغوشی ای صامت به سمت بالا چرواز کردند و وارد پرده ی نمور ابرهایی شدند که آدم معمولا دورو بر بالهای هواپیما میبینه اما هیچ وقت لمس نمیکنه چون روی صندلی گرم و نرم توی هواپیما نشسته و از یه پنجره ی شیشه ای خط خورده به بیرون نگاه میکنه و اعصابش از دست پسر ده ساله ی مسافر بغلی خورده که الا و بلا ... (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    آرتور در حال سقوط متوجه شد که اگه همین جوری به سقوط ادامه بده و حرفهای ایتالیایی‌ها رو درباره سقوط آزاد باور کنه ،خطر خیلی بزرگی تهدیدشونمی کنه. اون هم حرف‌های همون ایتالیایی هایی که حتی نمی‌تونستن یه برج صاف بسازند. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    فنچرچ و آرتور به سمت پایین سقوط کردند چون اینجا لندن بود و جای این‌جور کارها نبود. آرتور نمی‌تونست فنچرچ رو بگیره،چون اینجا لندن بود و گالیله حدود هزار کیلومتر دورتر،دقیقا هزار و صد و شصت و نه کیلومتر دورتر،در شهر پیزا،ثابت کرده بود که شتاب دو جسم در حال سقوط آزاد برابره و به وزن این اجسام ربطی نداره. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    فیزیک سرش رو تکون داد،به آرتور و فنچرچ اعتنایی نکرد و عوضش به کارهای دیگه رسید: باعث شد که ماشین‌ها همچنان در اتوبان حرکت کنند و چراغ‌های برق خیابون‌ها روشن بمونن و مخصوصا باعث شد که اگه لقمه‌ی نون کسی از دستش بیوفته حتما با طرف کَره‌ایش به زمین بیوفته. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    زندگی چه‌جوریه؟ این یه موضوعی بود که فورد به نظر خودش توش استاد بود. گفت: «زندگی مثل یه گریپ فروت می‌مونه.» «چطور مگه؟» «یه جورهایی زرد و نارنجیه،پوستش چین و چروک داره،توش لزجه و پر از هسته. بعضی آدم‌ها نصفش رو به عنوان صبحونه می‌خورن.» (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    هایدپارک آدم رو به وجد می‌آره و متحیر می‌کنه. هر چیز این پارک،البته بجز آشغالهای دوشنبه صبح‌ها،آدم رو به وجد می‌آره و متحیر می‌کنه. حتی اردک‌های دریاچه. تنها افرادی که در یه عصر تابستونی از هاید‌پارکرد میشن و به وجد نمی‌آن احتمالا تو یه آمبولانس خوابیدند و ملافه‌ای سفید روی سرشون کشیدن. (...)

  • خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی
    از خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی :

    مشکل این سیاره (زمین) اینه،یا بهتر بگیم این بود،که اغلب ساکنانش بیشتر وقتها ناراضی بودند و احساس خوشبختی نمی‌کردند. (...)

  • راهنمای کهکشان برای اتو استاپ‌زن‌ها
    برای راهنمای کهکشان برای اتو استاپ‌زن‌ها نوشت :

    داستانی فوق العاده با ته مایه همیشگی طنز. کار بسیار سختی است که در کل داستان از موضوعات علمی استفاده شود و فرمت طنز همواره حفظ شود. نویسنده این معجزه را در این کتاب کرده است. خواندن این کتاب را به همه دوستان پیشنهاد میکنم

  • طوفان جنگ (کتاب چهارم از مجموعه ملکه سرخ)
    برای طوفان جنگ (کتاب چهارم از مجموعه ملکه سرخ) نوشت :

    جلد چهارم و نهایی ملکه سرخ دربرگیرنده اتفاقات بسیاری است. نویسنده بر خلاف قسمتهای قبل،از حوادث و اتفاقات به سرعت عبور کرده است. گویی عجله ای برای اتمام کتاب داشته است. در صورتی که اگر در بطن اتفاقات عمیقتر وارد میشد و به جزییات بیشتری میپرداخت،داستان از جذابیت بیشتری برخوردار میشد. این کتاب باید در 2جلد به اتمام میرسید.

  • شمشیر شیشه‌ای
    برای شمشیر شیشه‌ای نوشت :

    داستان این مجموعه در ادامه جلد یک پیشرفت می‌کند. اتفاقات بسیاری در این جلد رخ می‌دهد که همین اتفاقات زیاد باعث گشته حجم زیادی از وقایع به سرعت و سرسری و بدون جزییات زیاد از آنها گدر شده باشد. جا داشت نویسنده جزییات بیشتری از مبارزات و تمرینات و اتفاقات دیگر را بیان می‌کرد. در پایان این کتاب را به طرفداران مجموعه ملکه سرخ پیشنهاد میکنم.

  • شیر مقدونیه
    برای شیر مقدونیه نوشت :

    با زهم داستانی دیگر از اساطیر که توسط دیوید گمل به زیبایی نوشته شده است. پیچ و تابهای بسیار و لحظات سرشار از احساس در همه نوشته‌های گمل خودنمایی می‌کند.

  • شیر مقدونیه
    ستاره داد
  • گریگور و نشانگان رمزی (تاریخ اعماق زمین 4)
    برای گریگور و نشانگان رمزی (تاریخ اعماق زمین 4) نوشت :

    در جلد چهارم نویسنده هیجان داستان را به بالاترین حد خود رسانده است. در این جلد خواننده با لحظاتی مواجه می‌شود که هر کدام از کاراکترها مجبور به تصمیم گیری سختی می‌شوند. در پایان داستان نیز خواننده را برای ادامه داستان که در جلد پنجم روایت می‌شود ،منتظر می‌گذارد.