آخرین فعالیت‌ها


  • فارنهایت 451
    برای فارنهایت 451 نوشت :

    کتاب فارنهایت 451 یک اثری شعر گونه در دنیایی آخرالزمانی است. نویسنده با استفاده از تعابیر بسیار زیبایی به شرح شرایط دنیایی که کتابها را دشمن خود دانسته و همچنین مردمانی که از بین بردن کتابها و کنار گذاشتن منطق امری عادی برایشان تلقی گردیده،پرداخته است. در لحظه لحظه داستان دعوت نویسنده به کتابخوانی و استفاده از کتاب دیده می‌شود. خواندن این کتاب را به دوستداران ژانر فانتزی و آخر الزمانی پیشنهاد می‌کنم.

  • فارنهایت 451
    ستاره داد
  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    فرق بین مردی که فقط چمنا رو کوتاه می‌کنه و یه باغبون واقعی تو شیوه لمس کردن درختا و گلهاست. کسی که چمنا رو کوتاه می‌کنه احتمالا قبل از کارش هیچ وقت کنار چمنا نبوده و اما باغبون عمری رو پای درختا و گلها گذاشته. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    پدربزرگم می‌گفت،هر کسی باید وقت مردن یه چیزی پشت سرش باقی بذاره. یه بچه یا یه کتاب یا یه نقاشی یا یه خونه یا یه دیوار یا یه جفت کفش. یا یه باغ سرسبز. یه چیزی که دستات یه جوری لمسش کرده باشه. این جوری وقتی مردی روحت یه جایی برای رفتن داره و وقتی مردم به اون درخت یا گلی که کاشتی نگاه می‌کنن،تو رو می‌بینن. می گفت،مهم نیست ... (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    چرا نباید هیچ گاه باز در زندگی اش چیزی بسوزاند. خورشید هر روز می‌سوزاند. زمان را می‌سوزاند. دنیا در چرخه ای با عجله به پیش می‌رفت و بر محورش می‌چرخید و زمان که گرفتار سوزتندن سال‌ها بود و آدم‌ها هم به هر طریق بدون هیچ کمکی از او چنین می‌کردند. پس اگر او چیزها را همراه آتش نشانها سوزانده بود و خورشید هم زمان را می‌سوزاند،این به آن معنا بود ... (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    اندکی آموختن خطرناک‌ترین چیز دنیاست. یا از چشمه مقدس شاعری و الهام کاملا بنوش و یا اصلا مزه نکن؛هوای ضعیف آن مغز را مدهوش می‌کند و نوشیدن کامل آن هوشیارمان می‌کند. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    کلمه‌ها مثل برگ‌هایی می‌مانند که هرجا بیشتر یافت شوند،میوه دانایی بیشتری یافت می‌گردد. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    اونایی که چیزی نساختن،باید چیزی بسوزونن. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    اگه می‌خوای یه آدم از لحاظ سیاسی ناراحت نباشه،سوال دوپهلو ازش نپرس؛یه سوال ساده بپرس. اگه سوالی هم نپرسی که چه بهتر. اصلا بذار فراموش کنه که چیزی هم به اسم جنگ وجود داره. اگه دولت نالایق و بی‌عرضه‌اس و مالیاتا رو سنگین کرده،باز بهتره که مردم این چیزا رو ندونن. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    بنوازید،استاد ریدلی؛امروز باید به لطف خداوند چون شمعی سوزان در انگلستان بتابیم،که اطمینان دارم نباید اسیر تاریکی یأس شویم. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    احساس کرد که لب‌خندش آرام و بی‌صدا دور می‌شود،رنگ می‌بازد و می‌چکد مثل اشک شمع زیبایی که مدت‌ها سوخته است و حالا آرام آرام می‌چکد و شمع هم دیگر شمع نیست. تاریکی. (...)

  • فارنهایت 451
    از فارنهایت 451 :

    چه لذتی است دیدن آتشی که همه جیز را میخورد،سیاه می‌کند و به نابودی می‌کشاند. (...)

  • میراث جاسوسان
    برای میراث جاسوسان نوشت :

    کتاب میراث جاسوسان اثریکی از اساتید ژانر جاسوسی ،جان لوکاره است که بر خلاف خیلی از داستانهای جاسوسی دیگر که با غلو و بزرگنمایی همراه است،داستانی سرراست و بدور از هرگونه بزرگنمایی را روایت میکند. خط سیر داستانی به صورت پرونده خوانی بوده و در خلال آن فلش بکهایی به گذشته نیز ادامه روایت را به عهده دارد. خواندن این اثر را به تمامی دوستداران جنگ سرد و ژانر جاسوسی پیشنهاد میکنم.

  • میراث جاسوسان
    از میراث جاسوسان :

    هر انسان همچون انسان‌های بسیار زاده می‌شود و چون انسانی یگانه در می‌گذرد. (...)

  • رویای جورج ار
    برای رویای جورج ار نوشت :

    این کتاب اثری کلاسیک در ژانر علمی تخیلی است که داستانش در دنیایی رخ میدهد که در آن رویاهای شخصی به نام جورج ار می‌تواند سرنوشت بشریت را رقم زند. دنیایی که در آن خشونت و فجایع زیست محیطی به حد شدت خود رسیده اند وجورج ار درمیبابد که رویاهای او میتوانند واقعیت را تغییر دهند. بنابراین از دکتر هربر درخواست کمک کرده ،دکتر روان شناسی که به سرعت، افسار این قدرت جورج را به دست می‌گیرد. حال جورج باید از واقعیت در برابر دکتر هاربر و دستکاری رویاها به منظور رسیدن به اهداف خود محافظت نماید. این رمان با مهارتی مثال زدنی، خطرات قدرت و خودتخریب گری نوع بشر را نشانه می‌رود و ماهیت واقعیت را زیر سوال می‌برد و نبردی بین اخلاقیات و علم صورت میدهد. خلق آخرالزمانی تاریک و وقایع رخ داده در آن توسط نویسنده به مثابه پیشگویی است درباره قدرت‌های کنترل نشده و غیرقابل کنترل بشزی. خواندن این داستان را به دوستداران ژانر علمی تخیلی پیشنهاد می‌کنم.

  • رویای جورج ار
    از رویای جورج ار :

    عشق حاضر و آماده در زندگی ظاهر نمی‌شد. باید ساخته می‌شد،مانند نان. همواره باید از نو آن را ساخت. (...)

  • رویای جورج ار
    از رویای جورج ار :

    رویاپردازی در طول روز که نسبتش با فکر مانند سحابی به ستاره می‌ماند،شبیه خواب است و مانند پیش‌قراول آن در نظر گرفته می‌شود. فضایی شفاف است. شروع ناشناخته‌ها در آن است. اما ورای آن،امر ممکن رخ می‌نماید. هستی‌ها و حقایق دیگر آنجا هستند. هیچ امر ماوراء طبیعی آنجا نیست،مگر تداوم رازآمیز طبیعت بی‌پایان…خواب در تماس با امر ممکن قرار دارد که ما آنرا غیر محتمل نیز می‌نامیم. جهان شب نیز ... (...)

  • رویای جورج ار
    از رویای جورج ار :

    ممکن است که آموختن برای ما تداوم داشته باشد،که وظیفه ما تازه آغاز شده باشد و هیچ‌گاه حتی سایه‌ای از کمک را به چشم نبینیم،مگر کمک بی صدا و غیر قابل تصور زمان را. شاید بیاموزیم که چرخش بی‌پایان مرگ و زندگی و نبود گریز از آن،مخلوق خود ما و جستجوی ماست،که نیروهایی که جهان‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهند،خطاهای گذشته‌اند،که غم بی‌پایان ما چیزی جز حرص و میل بی‌پایان ... (...)

  • رویای جورج ار
    از رویای جورج ار :

    هیچ چیز دوام ندارد،هیچ چیز دقیق و قطعی نیست (به جز ذهن انسانی جزم اندیش). کمال‌گرایی،انکار وجود بی‌دقتی ناچیز،اما اجتناب‌ناپذیری است که درونی‌ترین و اسرارآمیزترین کیفیت هستی می‌باشد. (...)

  • ویروس یهودا (نیروی سیگما 4)
    برای ویروس یهودا (نیروی سیگما 4) نوشت :

    جلد چهارم مجموعه نیروی سیگما ادامه دهنده جلدهای قبلی و نبرد همواره بین سیروهای سیگما و گیلد است. در این جلد داستان سفر مارکوپولو و نکات مرموز و ناگفته آن سرلوحه کار نویسنده قرار گرفته و با استفاده از آن به خلق داستان جذابی پرداخته است. از مشخصه‌های بارز رولینز تیزبینی و استفاده از عناصر به ظاهر ساده ولی مهم در خلق و پیشبرد داستان است. با قلم این نویسنده در طول داستان هیچگاه احساس خستگی نکرده و همواره عطش خواننده برای دانستن ادامه داستان پابرجاست. خواندن این جلد را به دوستداران مجموعه نیروس سیگما پیشنهاد میکنم.

  • جزیره ساتن
    ستاره داد
  • جزیره ساتن
    برای جزیره ساتن نوشت :

    در این کتاب نویسنده با دیدی انسان شناسانه و روانشناسی با طرح 4داستان که به موازات یکدیگر پیشرفت میکنند نگاهی طنزآمیز به تکنولوژی فعلی ،مردم گرفتار در آن و روابط فعلی آنها با یکدیگر پرداخته است. متاسفاتنه 60 درصد ابتدایی کتاب یا به علت قلم نویسنده و یا ترجمه بد آن مخاطب به سختی توانایی برقراری ارتباط با این کتاب را پیدا میکند. جمله بندی‌های ناقص،داستانسرایی بی سر و ته و همچنین عدم توضیحات مترجم در پاورقی خواندن بخش ابتدایی داستان را به شدت سخت و غیر قابل تحمل میسازد. پیشنهاد میگردد اگر علاقمند به خواندن این داستان هستید حداقل از ترجمه‌های دیگر این اثر استفاده نمایید.

  • خانه پله‌ها
    برای خانه پله‌ها نوشت :

    در این کتاب با داستانی روانشناختی طرف هستیم. اینکه انسانها در مواجهه با مسایل مختلف چه واکنشهای شخصی و یا اجتماعی از خود بروز خواهند داد. تم داستان بسیار به مجموعه سینمایی مکعب شباهت داشته با ظرافت و جذابیت کمتر نسبت به آن.

  • خانه پله‌ها
    ستاره داد
  • آنتراکت در کافه چرا
    برای آنتراکت در کافه چرا نوشت :

    کتابی فوق العاده در باب زندگی و مفهوم آن و سوالاتی که ممکن است در گذر زمان و سپری شدن سن برای هر شخص ایجاد گردد، در این کتاب در قالب یک داستان پاسخ داده میشود. خواندن این کتاب را به تمامی دوستانی که سنی بالاتر از 40 سال دارند پیشنهاد میکنم.

  • کوالسکی عاشق (نیروی سیگما 3 و نیم)
    برای کوالسکی عاشق (نیروی سیگما 3 و نیم) نوشت :

    این کتاب در واقع پیش درآمدی بر ماجرای کتاب چهارم و معرفی شخصیتی در نیروی سیگما به نام کوالسکی است. این که نویسنده در این حد به توالی و ادامه دار بودن داستان کتابهای خود پایبند است و برای شروع یک داستان جدید کتابی به عنوان مقدمه مینگارد نشان از تمرکز و تسلط کافی جیمز رولینز بر داستانهایش دارد.