شاه ماهی

۳.۸ از ۵ · ۱۶ رأی۳۷۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

ماهنوش بغض کرد. هر چیزی را که در مورد کامران تجربه کرده بود، جز این حالت در هم شکسته‌ی او را حالا می‌فهمید که به هیچ وجه تحمل دیدن چنین چیزی را ندارد. دلش داشت از غصه آب می‌شد. سرش از ناراحتی خم شد، دوباره یکی دو قطره اشک که به سختی جلوی فرو ریختن‌شان را می‌گرفت، از لای مژه‌هایش بیرون زد و با همه وجود، تاسف و پشیمانی‌اش را از کاری که کرده بود، بر لب جاری ساخت...

تعداد صفحه
۳۷۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۹۳۱۰۱۰
سال نشر
۱۳۹۰
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.