اینجا همه آدمها این جوریاند
People like that are only people here
- نوشته لوری مور
- ترجمه مژده دقیقی
- ناشر نیلوفر
داستانهای این مجموعه همه در دهه ۱۹۹۰ منتشر شدهاند و به یک مناسبتی جایزهای ادبی به دست آوردهاند. سنت برگزاری مسابقههای ادبی برای انتخاب بهترین داستانهای کوتاه سابقهای طولانی دارد؛ از آن جمله است جایزه ا. هنری که در بزرگداشت این استاد داستان کوتاه در سال ۱۹۱۸ بنیان گذاشته شد. داوران این مسابقه ادبی همه ساله از میان بهترین داستانهای کوتاه منتشر شده در نشریات آمریکایی و کانادایی بیست داستان را برمیگزینند و در مجموعهای منتشر میکنند که سه داستان از آن میان مقامهای اول تا سوم را به خود اختصاص میدهند. در مجموعه حاضر، داستانهای "مردی با کت و شلوار مشکی"، "زندگی شهری" و "اینجا همه آدمها این جوریاند" برنده مقام اول این مسابقه ادبی در سالهای اخیر بودهاند. این قبیل جایزهها نشان میدهد که، به رغم سلیقهها و نظرهای متفاوت، تکتک این داستانها از فیلترها و صافیهایی گذشتهاند و ملاکهایی به لحاظ یافت و پرداخت داستان در انتخاب آنها رعایت شده است.
- تعداد صفحه
- ۲۲۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۴۸۱۳۰۷
- سال نشر
- ۱۳۹۰
- تعداد نقل قول
- ۱۰
نقل قولها و فعالیتها
۱۰ نقل قول
بیمارستان صرفا تشدید روند ظالمانه و دشوار زندگی ست. * اینجا همه آدمها اینجوری اند/ لوری مور
وقتی بچه ی کوچکی سرطان میگیرد، آدم با خودش میگوید داریم سر کی کلاه میگذاریم؟ بیایید همگی سیگاری روشن کنیم. وقتی بچه ی کوچکی سرطان میگیرد، آدم با خودش میگوید اصلا این فکر به کله ی کی افتاد؟ خشم کدام یک از خدایان موجب این مسئله شد؟ مشروبی برایم بریز تا به سلامتی کسی ننوشم. * اینجا همه آدمها اینجوری اند/ لوری مور
اگر داستان را از قبل بدانی، به یک ماشین تبدیل میشوی. آنچه باعث میشود انسانها انسان باشند دقیقا همین است که از آینده خبر ندارند. * اینجا همه آدمها اینجوری اند/ لوری مور
بغض مادر ترکیده: تمامیِ زندگی او به اینجا ختم شده است، به این لحظه. بعد از این زندگی دیگر زندگی نیست. چیز دیگری است، چیزی خظا و غیرقابل زیستن، چیزی مکانیکی، مخصوص روبات ها، ولی زندگی نیست. زندگی را به سرعت برداشته اند و شکسته اند، مثل یک تکه چوب. * اینجا همه آدمها اینجوری اند/ لوری مور
سال پیش، یک کلیه ی عمو لاری اش را به خاطر چیزی در آورده بودند که بعدا معلوم شده بود خوش خیم است. امان از این دستگاههای عکسبرداری! مثل سگ هستند، یا مثل دستگاه فلزیاب. همه چیز را پیدا میکنند، ولی نمیدانند چی پیدا کرده اند. * اینجا همه آدمها اینجوری اند/ لوری مور