باد شن ستاره‌ها

۴.۱ از ۵۱۹۲ صفحه
امتیاز نداده‌اید

این کتاب، مربوط به خاطرات و اندیشه‌های «آنتوان دوسنت اگزوپری» در خلال سال‌های ۱۹۲۷ تا ۱۹۳۰ است که به عنوان خلبان خطوط هوایی غیرنظامی، مسئول پروازهای پستی بود. باد، شن، ستاره‌ها، در سال ۱۹۳۹ با عنوان زمین انسان‌ها در فرانسه منتشر شد و جایزه بزرگ رمان را از فرهنگستان فرانسه دریافت کرد. در ایالات متحده نیز، پس از برگزیده شدن به عنوان کتاب ماه، در ردیف کتاب‌های پرفروش قرار گرفت.

تعداد صفحه
۱۹۲
شابک
۹۷۸۹۶۴۷۸۶۵۳۹۵
سال نشر
۱۳۸۳
نسخه‌ها
جلد کتاب زمین انسان‌ها
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

و به راستی هیچ چیز هرگز جای رفیق گمشده را پر نخواهد کرد. نمی‌توان برای خود دوستان قدیمی درست کرد. هیچ چیز با این گنجینه ی خاطرات مشترک، این همه رنج‌ها و مصائبِ با هم چشیده، این همه قهرها و آشتی‌ها و هیجان‌های تند همسنگ نیست. این دوستی‌ها تکرار نمی‌شوند. کسی که نهال بلوطی به این امید می‌نشاند که به زودی در سایه اش بنشیند، خیالی خام می‌پرورد…!

جوانی را می‌شناختم که خود را کشت. نمی‌دانم غم عشقی بیمقدار او را بر آن داشته‌بود که گلوله‌ای در دل خویش جای دهد یا به وسوسه‌ای ادبی تسلیم شده و به انتحاری خودنمایانه دست زده‌بود. اما به یاد دارم در این جلوه‌فروشی غم‌انگیز نه شرف بلکه نکبت یافتم. در پشت این چهره دلپذیر و در زیر این جمجمه انسانی هیچ نبود، هیچ مگر تصویر دخترکی سبکسر و نظیر بسیاری دیگر.

ای کهنه‌کارمند کاغذباز، ای رفیقی که در کنار منی، هیچ‌کس هرگز تو را به گریز راهبر نبوده‌است و گناه از تو نیست. تو همچون موریانگان، راحت خود را با کور کردن روزنه‌های رو به نور زندانت پرداخته‌ای. تو خود را در ایمنی شهر بندگی، در کارهای همیشه یکسان و آداب خفه‌کننده زندگی شهرستانیت فروپیچیده و پیله‌ای بر گرد خود تنیده‌ای، تو این حصار حقیر را در برابر باد‌ها و جزر و مد و ستارگان بالا برده‌ای. تو هیچ نمی‌خواهی آسودگی خود را با مسائل خطیر پریشان سازی. تو به قدر کفایت به خود رنج داده‌ای که سرنوشت انسانیت را از یاد ببری. تو دیگر ساکن سیاره‌ای سرگردان نیستی. تو هیچ پرسش بی‌جوابی از خود نمی‌کنی. تو یکی از جاخوش‌کردگان حقیر شهر تولوزی. هنگامی که هنوز فرصتی باقی بود کسی شانه‌هایت را نگرفته و تکانت نداده‌است. اکنون گلی که تو را سرشته خشکیده و سخت شده‌است و از این پس هیچ چیز در وجود تو نخواهد توانست آهنگساز خفته یا شاعر یا کیهان‌شناسی را که چه بسا زمانی در تو بود بیدار کند.