داستان‌های آقای کوینر

Geschichten vom herrn keuner

۳.۹ از ۵ · ۲ رأی۶۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

استاد فلسفه‌ای نزد آقای کوینر آمد و از دانایی خود تعریف کرد. آقای کوینر پس از کمی مکث گفت: «تو همه چیزت باعث زحمت است: نشستنت، حرف زدنت و فکر کردنت.» استاد فلسفه عصبانی شد و گفت: «درباره خودم نمی‌خواستم چیزی بدانم بلکه درباره محتوای آنچه که گفتم.» آقای کوینر گفت: «حرفات محتوایی نداشت. تو را می‌‌بینم که کورمال راه می‌روی ولی آنگونه که می‌بینم راهی به مقصد نمی‌بری. مبهم و گنگ حرف می‌زنی و در حرفات هیچ روشنایی وجود ندارد. با دیدن رفتارت هدفت توجه مرا جلب نمی‌کند.»

تعداد صفحه
۶۴
شابک
۹۷۸۶۰۰۵۳۳۷۷۵۴
سال نشر
۱۳۸۹
نسخه‌ها
جلد کتاب فیل (داستانک‌های فلسفی برتولت برشت)
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

بی عدالتی اغلب به این جهت که مکرر اتفاق می‌افتد ، منش عدالت به خود می‌گیرد.

برای دل داری دادن بخت برگشته ای هنگام مرگ ، آقای کوینر از او خواست دست از اموالش بشوید: همین که مرد دست از همه چیز شست و فقط زندگی اش برای او باقی ماند ، اندیشمند بی درنگ به او گفت: حالا از آن هم دست بشوی