- نوشته برتولت برشت
- ترجمه حمید سمندریان
- ناشر قطره
زندگی گالیله افراطیترین درامی است که دوست دارم آن را اجرا کنم آنچه من در این نمایشنامه میبینم رنجهای یک انسان نابغه و ژنی و محرومیتهای یک کاشف و چیدن بالهای انسانی است که قدرت پرواز پرندگان را دارد، اما در نهایت محکوم به سکوت میشود. روزگار مرگی صوری را به گالیله تحمیل میکند ولی ذات نبوغ در او ماندگار میماند.
- تعداد صفحه
- ۱۹۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۱۱۹۷۰۰۰
- سال نشر
- ۱۳۹۳
- تعداد نقل قول
- ۶
نقل قولها و فعالیتها
۶ نقل قول
گالیله: حرف بزنید، حرف بزنید! جامه ای که به تن دارید این حق را به شما میدهد تا هرچه که بخواهید، بگویید. کشیش جوان: آقای گالیله، رشته تحصیلی من ریاضی بوده است. گالیله: این به شما کمک میکند، اگر مجبور باشید نپذیرید دو دو تا، چهار میشود.
…گوش کن ساگردو. به انسان اعتقاد دارم، من به عقل انسان اعتقاد دارم. بدون داشتن چنین اعتقادی، دیگر نیرویی جهت برخاستن از تخت و خواب در صبح نخواهم داشت.
آزادی تحقیقات بی آنکه وقت آزادی برای تحقیق داشته باشم چه فایده ای دارد؟
حمایت شما از آزادی اندیشه انگار مبدل به کاسبی خوبی شده است، اینطور نیست؟ در حالی که میکوشید اینطور نشان دهید که مناطق دیگر زیر یوغ تفتیش عقاید است و در آن نقاط انسانها را میسوزانند، خودتان نیز از این طرف با چندرغاز حق الزحمه استادان را میپردازید. شماها به خودتان اجازه میدهید تا در ازا این حمایت در برابر دادگاه تفتیش عقاید پایینترین دستمزدها را به آموزگارانتان بپردازید.
براثر این تحولات گردبادی به هوا خاسته که حتی دامن قبای زربافت شاهزادهها و کشیشان اعظم را نیز بالا میزند، طوری که از زیر این بالاپوش، چاق یا لاغر بودن پاهای صاحبان آنها عیان شود، پاهایی به مانند پاهای بقیه انسانها. معلوم میشود که در آسمانها نیز خبری نیست. افشای این راز سربسته همه را به خنده انداخته است.
باید تصمیم گرفت و تکلیف خود را روشن ساخت. روشن ساخت من کجا را اشغال کرده ام؟ روشن ساخت افعال من چه معنی ای میدهد و به کدامین نتیجه میرسد؟ برشت این پرسشها را در گیر و دار سرگذشت بلندآوازه ی گالیله مطرح میکند. تا نه پرداختن به تازهها بلکه پرداختنی تازه به کهنهها را پیش بکشد. پرسشهایی نه از روی درماندگی و شکاکیت بلکه پرسشهایی با روی کردی رادیکال و به مثابه حمله ای کوبنده به «نسلی از کوتولههای مخترع است» که در ازای دریافت درآمدی ماهانه حاضرند دست به هر کار وحشتناکی بزنند. مثالهایی از این دست کم نیستند: انفجار هولناک هسته ای در ژاپن که عصر حاضر را به زیر سایه ی خوفناک نابودی جهان کشاند، استفاده از عامل خفه کننده توسط آلمان در جنگ بین الملل، فروش سلاحهای شیمیایی به صدام برای بمب باران سردشت و حلبجه و قس الهذا. نابغه مبدع، نویسنده رادیکال و صدای عصر اتم، پوچی و مصرف به شیوه ای بسیار تکنیکی و با زیرکی خاصی ما را از طریق باز تعریف زندگی گالیله با این پرسشهای اخلاقی، تاریخی، انسانی و در عین حال رادیکال روبرو میسازد و به جای حماسه سرایی و قهرمان پردازی از یکی از نامداران جهان پرتو قلمش را به اصل مطلب که البته در تاریکی فرومانده است میتاباند و فاجعه عدم رعایت اخلاق و تعهد به انسان را نه گوشزد بلکه عینیت میبخشد. پرسشی که نه تنها وجدان خوابیده ی دانشمندان و پژوهشگران علوم ریاضی و تجربی را هدف قرار میدهد بلکه به پیشگاه همه ی وجدانهای فردی عرضه میشود. و همه را بخاطر سکوت و وانهادن مسولیت انسانی از خود به بهانههای واهی و بسنده به نتایج کوتاه مدت افعال و افکار خود به چالش میکشد.
