زندگی گالیله

Leben des galilei

۳.۸ از ۵ · ۶ رأی۱۹۶ صفحه۶ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

زندگی گالیله افراطی‌ترین درامی است که دوست دارم آن را اجرا کنم آن‌چه من در این نمایش‌نامه می‌بینم رنج‌های یک انسان نابغه و ژنی و محرومیت‌های یک کاشف و چیدن بال‌های انسانی است که قدرت پرواز پرندگان را دارد، اما در نهایت محکوم به سکوت می‌شود. روزگار مرگی صوری را به گالیله تحمیل می‌کند ولی ذات نبوغ در او ماندگار می‌ماند.

تعداد صفحه
۱۹۶
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۱۹۷۰۰۰
سال نشر
۱۳۹۳
تعداد نقل قول
۶
نسخه‌ها
جلد کتاب زندگی گالیله
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۶ نقل قول

گالیله: حرف بزنید، حرف بزنید! جامه ای که به تن دارید این حق را به شما می‌دهد تا هرچه که بخواهید، بگویید. کشیش جوان: آقای گالیله، رشته تحصیلی من ریاضی بوده است. گالیله: این به شما کمک می‌کند، اگر مجبور باشید نپذیرید دو دو تا، چهار می‌شود.

…گوش کن ساگردو. به انسان اعتقاد دارم، من به عقل انسان اعتقاد دارم. بدون داشتن چنین اعتقادی، دیگر نیرویی جهت برخاستن از تخت و خواب در صبح نخواهم داشت.

آزادی تحقیقات بی آنکه وقت آزادی برای تحقیق داشته باشم چه فایده ای دارد؟

حمایت شما از آزادی اندیشه انگار مبدل به کاسبی خوبی شده است، اینطور نیست؟ در حالی که می‌کوشید اینطور نشان دهید که مناطق دیگر زیر یوغ تفتیش عقاید است و در آن نقاط انسانها را می‌سوزانند، خودتان نیز از این طرف با چندرغاز حق الزحمه استادان را می‌پردازید. شماها به خودتان اجازه می‌دهید تا در ازا این حمایت در برابر دادگاه تفتیش عقاید پایین‌ترین دستمزدها را به آموزگارانتان بپردازید.

براثر این تحولات گردبادی به هوا خاسته که حتی دامن قبای زربافت شاهزاده‌ها و کشیشان اعظم را نیز بالا می‌زند، طوری که از زیر این بالاپوش، چاق یا لاغر بودن پاهای صاحبان آنها عیان شود، پاهایی به مانند پاهای بقیه انسانها. معلوم می‌شود که در آسمان‌ها نیز خبری نیست. افشای این راز سربسته همه را به خنده انداخته است.