مگره و سایه پشت پنجره

Maigret i omber cbinoise

۳.۸ از ۵ · ۱ رأی۱۶۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

جسد همچنان تنها، سر بر روی نامه‌های پراکنده، در دفتر کارش بود. ناگهان صدای فریادی از طبقه دوم به گوش رسید. صدای فریادی گوش‌خراش، مثل کسی که نومیدانه کمک می‌طلبد. ولی زن سرایدار خم به ابرو نیاورد و ضمن باز کردن در اتاقش، آهی کشید و گفت: «خب...! بازم زنکه دیوونه...»

تعداد صفحه
۱۶۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۲۵۳۳۷۷۰
سال نشر
۱۳۹۰
نسخه‌ها
جلد کتاب سایه شکننده
جلد کتاب سایه‌بازی
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.