همه می‌میرند

Tous les hommes sont mortels

امتیاز نداده‌اید

سیمون دوبوار، یکی از فعالین جنبش آزادی زنان و جنبش ضدجنگ ویتنام و دوست و همکار متفکر بزرگ فرانسوی، ژان پل سارتر، در ۱۹۴۵ جایزه گنکور را از آن خود کرد. آثاری که از وی بر جای مانده‌اند، بعضی تحقیقی و عمدتاً ادبی هستند و همه می‌میرند یکی از مهم‌ترین و مشهورترین رمان‌های اوست. دوبوار در ۱۹۷۸ کاندیدای دریافت جایزه ادبی نوبل بود.

تعداد صفحه
۴۲۰
شابک
۹۷۸۹۶۴۱۱۶۶۷۲۶
سال نشر
۱۳۸۹
تعداد نقل قول
۱
نسخه‌ها
جلد کتاب همه می‌میرند
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

انگار در ته افق چیزی انتظارش را می‌کشید: جهانی دفن شده زیر لایه ای از یخ ، جهانی سفید و برهوت،بی انسان و بی زندگی. رژین از دو پله پایین رفت. فکر می‌کرد: -بگذار برود! بگذار برای همیشه ناپدید شود! - دور شدنش را تماشا می‌کرد،انگار توانسته بود طلسمی را که کالبد رژین را از وجودش تهی می‌کرد با خود ببرد. .

شارل گفت: زندگی کردن یعنی چه؟ سری تکان داد و گفت: این زندگی چیزی نیست. دیوانگی است که انسان بخواهد بر دنیایی که هیچ چیز نیست مسلط شود. لحظه هایی هست که آتشی در دلشان می‌گدازد و همین را زندگی کردن می‌نامند.

اما در زمان بیکرانه هیچ کاری نمی‌ماند که ارزش آغازیدن، کوشیدن و به پایان رسانیدن را داشته باشد. زمان، که هر لحظه اش برای انسانهای میرا ارزشی یگانه دارد، برای فوسکا خط پایان ناپذیری می‌شود که او در امتدادش سرگردان و یله است. همه ی آنچه جستجو میکرده پوچ و تباه میشود. انسانهایی را کو دوست می‌دارد می‌میرند و خاک می‌شوند. و مرگ عزیز، مرگی که زیبایی گلها از اوست، شیرینی جوانی از اوست، مرگی که به کار و کردار انسان، به سخاوت و بی باکی و جانفشانی و از خودگذشتگی او معنی می‌دهد، مرگی که همه ی ارزش زندگی بسته به اوست، از فوسکا می‌گریزد.