دریاروندگان جزیره آبیتر
- نوشته عباس معروفی
- ناشر ققنوس
صدای دریا از دور میآید. هابیل و قابیل پایان سرنوشت خود را در خلیج پر رمز و راز آغاز میکنند و دریاروندگان جزیره آبیتر، صید مروارید را از یاد میبرند. آنچه میماند، غروب خوشید بر فراز کپرهاست. ((عطر یاس))، ((آخرین نسل برتر))، ((برشهای کوچک)) و... جمع آمدهاند تا دریاروندگان جزیره آبیتر را پدید آورند. مجموعهای که حاصل کنکاش نویسنده است.
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۱۱۳۹۲۶
- سال نشر
- ۱۳۸۹
- تعداد نقل قول
- ۲
نقل قولها و فعالیتها
۲ نقل قول
« من همیشه عادت دارم به همه چیز و بیشتر چیزهای منفی فکر کنم. حتی گاهی وقتها که از خیابانی میگذرم، بعضی آدمها چیزی در ذهنم زنده میکنند که اگر به کسی بگویم ممکن است به من بخندد. فکر میکنم آن آدمی که دارد از روبرو میآید، حالا جلوم را میگیرد و دو تا کشیده میخواباند بیخ گوشم و آن کسی که از پشت سر میآیدبا مشت میکوبد توی ملاجم. برای همین راهم را کمی کج میکنم. » از داستان عطر یاس
« اون وقتا که جوون بودم، تو یه سفر خارجی، عاشق یه دختر بلغاری شدم. دختر نجیبی بود، خیلی منو دوس داشت، منم دوسش داشتم، ولی اگر میخواستم بگیرمش حالا هزارتا زن داشتم. » از داستان آخرین نسل برتر