با من از زمان حرف نزن

۲ از ۵ · ۱ رأی۳۷۸ صفحه
امتیاز نداده‌اید

با شتاب به سوی پنجره پریدم، فکر کردم دارد سر به سرم می‌گذارد، اما وقتی ماشین او را در کوچه دیدم نزدیک بود جیغ بکشم و خودم را از پنجره پرت کنم پایین. اتاق من چسبیده به اتاق مادرم بود و من نگران بودم که او بیدار شود و مچ مرا بگیرد.

تعداد صفحه
۳۷۸
شابک
۹۷۸۹۶۴۴۴۲۶۲۰۹
سال نشر
۱۳۸۸
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.