درمان شوپنهاور
The schopenhauer cure
- نوشته اروین یالوم
- ترجمه حمید طوفانی - زهرا حسینیان
- ناشر ترانه
... میخواستم نه تنها قهرمان داستان من با مرگ خویش کنار بیاید، بلکه به مراجعان خود نیز کمک کند تا با مرگ مواجه شوند. دلیل انتخاب و معرفی موضوع مرگ در فرایند رواندرمانی به سالهایی باز میگردد که با بیماران سرطانی درمانناپذیر کار میکردم. بیماران زیادی را دیدم که در مواجهه با مرگ پژمرده نشدند، بلکه برعکس دچار تغییراتی اساسی شدند که تنها میتوان آن را رشد شخصیت پختگی یا پیشرفت خردمندی نامید. آنها در الویتهای زندگی خود تجدیدنظر کردند، موضوعات روزمره را ناچیز میشمردند، از داشتههای مهم خود، مانند کسانی که دوستشان دارند، از تغییر فصول، از شعر و موسیقی که مدتهای مدیدی از آنها غافل مانده بودند، شاکر و شادمان میشدند. یکی از بیمارانم میگفت :«سرطان، روان رنجور را شفا میبخشد.» اما افسوس که انسان باید تا لحظات آخر زندگی، هنگامی که بدنش مورد تهاجم سرطان قرار میگیرد، منتظر بماند تا بیاموزد چگونه زندگی کند.
- تعداد صفحه
- ۴۹۶
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۵۶۳۸۹۵۳
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۵۷
نقل قولها و فعالیتها
۵۷ نقل قول
باید برای آرزوهایمان مرزی قائل شویم، اشتیاقمان را مهار کنیم، بر خشممان چیره شویم و همواره این واقعیت را در نظر داشته باشیم که هرکس قادر است تنها به سهم کوچکی از آنچه ارزشِ داشتن را دارد، دست یابد… پ. ن: وسطهای کتابه و لحظه به لحظه داره جذابتر میشه; )
انتخاب یک راه، تو را از سایر راهها محروم میکند!
اگر رازم را پنهان نگه دارم، آن راز، زندانی من است اگر بگذارم از دهانم خارج شود، این منم که زندانی آنم بارِ درختِ سکوت، میوهی آرامش است
بخشی از شادی دوران جوانی ما به این دلیل است که در حال بالا رفتن از تپهی زندگی هستیم و مرگ را که در آن سوی کوهپایه جا خوش کرده، نمیبینیم
رنجهای بزرگ موجب میشوند رنجهای کوچکتر دیگر احساس نشوند، و برعکس؛ در نبود رنجهای بزرگ، حتی کوچکترین دردسرها مایه عذاب هستند
