خانه به دوش

Superstars

۵ از ۵ · ۱ رأی۱۴۴ صفحه
امتیاز نداده‌اید

وقتی پدر و مادر من از هم جدا شدند نمی‌دانستند با من چه کار کنند. مادرم می‌خواست من با او زندگی کنم. پدرم هم می‌خواست من پیش او بروم و با او زندگی کنم. اما خودم دلم نمی‌خواست به خانه جدید هیچ کدام از آنها بروم. من می‌خواستم سه نفری با بابا و مامانم نه چهارنفری با بابا و مامانم و رادیش، همین خرگوش خال‌خالی‌ام را می‌گوریم که همیشه با من است، توی خانه قدیمی‌مان، همان خانه‌ای که توی حیاطش درخت شاه‌توت داشتیم، بمانیم.

تعداد صفحه
۱۴۴
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۶۳۷۴۳۹
سال نشر
۱۳۹۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها
هنوز نقل‌قولی ثبت نشده است.