- نوشته جوزف کنراد
- ترجمه سهیل سمی
- ناشر ققنوس
رمان مرزسایه در مقایسه با بضی آثار کنراد،به مراتب درونگرایانهتر است.در این اثر معضل اصلی نه بروز ماجراهای پر فراز و نشیب ،که سکون و رخوت مرگبار ناشی از عدم وقوع ماجراست.محک اصلی برای تحول شخصیتی خام به شخصیتی پخته ،نوعی رکورد و عدم تحرک اسرار آمیز است که پنداری حاصل جادو و سحری نحس است.ناخدای کشتی سحر را میکشند و از مرز سایه عبور میکنند اما در آنسوی سایه از دنیای پر تلالو و آکنده از شیرین کامی و خوشبختی اثری نیست.در پایان رمان شخصیت اصلی اثر بلافاصله آماده شروع سفری دیگر است.
- تعداد صفحه
- ۱۳۶
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۲۷۸۰۳۴۸
- سال نشر
- ۱۳۹۱
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
در مفهوم پاداش چیز آزاردهنده ای است.
همه راه هایی که به تحقق آرزوهای قلبی انسان ختم میشوند طولانی اند.
… میدانستم که آن کشتی شبیه زنی است که صرفِ وجودش در قلب انسان شادی ای به دور از هر گونه خودخواهی پدید میآورد. آدم احساس میکند حضور داشتن در دنیایی که آن موجود دَرَش هستی دارد، حس بسیار خوشی دارد.