هرم سرخ (خاطرات خاندان کین 1)

Red pyramid

۴.۲ از ۵ · ۹ رأی۵۳۶ صفحه۱ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

خواهر و برادری نوجوان ناخواسته درگیر ماجرایی غیرقابل باور می‌شوند. با هیولاها در می‌افتند و به جنگ ایزدان می‌روند. تنها کمک آنها یک گربه و یک بوزینه است که در این ماجرای شگفت‌انگیز یاری‌شان می‌کند.

تعداد صفحه
۵۳۶
شابک
۹۷۸۹۶۴۵۶۶۸۹۳۶
سال نشر
۱۳۹۱
تعداد نقل قول
۱
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۱ نقل قول

از تف سمی آنها برروی شیشه، بخار و حباب بلند میشد؛ و زبان چنگال مانند آنها مثل نیزه داخل و خارج میشد. - آق، آق خوفو گربه را که روی مبل نشسته بود برداشت و به من تعارف کرد تا آن را بگیرم! « ! من واقعا فکر نمیکنم این کمکی بهمون بکنه» : به او گفتم - آققققق F خوفو اصرار میکرد. نه کلمه ی مافین و نه کلمه ی گربه با – 37 و 74 به پایان نمیرسیدند. حدس زدم خوفو هرگز به من غذا تعارف نمیکند! اما نمیدنستم واقعا منظورش از این کار چیست. گربه را گرفتم، فقط برای اینکه او را ساکت کنم. - میو؟ مافین به من نگاه میکرد. « همه چی درست میشه» : وعده دادم « خونه با جادو محافظت میشه» : تلاش نمیکردم تا این صدای ترسناک را از ذهنم خارج کنم - سادی، اونا یه چیزی پیدا کردن سرپوپاردها دستگیرهی سمت چپ در را پیدا کرده بودند و با خوشحالی بو میکشیدند. « ؟ در قفل نیست» : پرسیدم هیولا‌ها چهره ی زشت خود را به شیشه میکوبیدند. در لرزید. علامتهای هیروگلیف آبی در چارچوب در میدرخشیدند. اما نورشان ضعیف بود. « اینو دوست ندارم» : کارتر زمزمه کرد