در باران از سفر آمد
۳ از ۵۲۴ صفحه
- نوشته احمدرضا احمدی
- ناشر ثالث
امتیاز ندادهاید
پسرک پنجره را رو به کوچه باز کرد و گفت: مادر بیا نگاه کن، دریا با کشتیها پشت پنجره ما آمده است. نقاشان از کشتی پیاده شدهاند. دارند دیوارها و در خانهها را رنگ آبی میزنند. دیشب یک بادکنک آبیرنگ را در باد رها کردم. مادر سکوت کرد و پسرک را نگاه کرد.
- تعداد صفحه
- ۲۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۸۰۸۴۲۶
- سال نشر
- ۱۳۹۲
نقل قولها و فعالیتها
هنوز نقلقولی ثبت نشده است.
هنوز نظری ثبت نشده است.