خلا موقت

Casual vacancy

۳.۴ از ۵ · ۵ رأی۷۵۲ صفحه۴ نقل‌قول
امتیاز نداده‌اید

با درگذشت بری فیر برادر در سال‌های آغازین چهل سالگی، پگفورد در بهت و حیرت فرو می‌رود. پگفورد با میدان و بازار سنگفرش شده و کلیسای قدیمی‌اش، چشم‌انداز نفس‌گیری از زندگی روستایی را به نمایش می‌گذارد اما آنچه در فراسوی این ظاهر فریبنده نهفته، شهری در جنگ و جدال است. ثروتمندان با تنگ‌دستان در جدالند و نوجوانان با پدر و مادرهایشان، زن‌ها با همسرانشان و دبیرها با دانش‌آموزانشان... پگفورد شهری نیست که در نگاه اول می‌نماید. در این میان، کرسی خالی بری در شورای بخش، دستاویزی می‌شود برای برپایی بزرگ‌ترین جنگی که این شهر در تاریخ موجودیتش به خود دیده است. اینک در عرصه این انتخابات آکنده از رنج و عذاب و فریب و ریا و افشاگری‌های غیرمنتظره، چه کسی پیروز میدان است؟

تعداد صفحه
۷۵۲
شابک
۹۷۸۶۰۰۱۸۲۰۹۴۶
سال نشر
۱۳۹۲
تعداد نقل قول
۴
نقل قول‌ها و فعالیت‌ها

۴ نقل قول

کیست که بداند کئامین ستاره‌ها دیگر خاموش شده اند؟کسی هست که بتواند بفهمد آیا همه آنها همچنان در آسمان سوسو می‌زنند؟

مدتها پیش ،یک بار پارمیندر داستان بهای کانایا را برای بری تعریف کرده بود. ماجرای سیک قهرمانی که به نیازهای مجروحان جنگی رسیدگی می‌کرد،چه دوست بودند چه دشمن. وقتی از او پرسیدند چرا بدون هیچ تبعیضی به همه کمک می‌کند،در جوابشان گفت نور خدا از روح همه می‌تابد و او قادر به تشخیص آنها از یکدیگر نیست.

در دل هر عشقی ،ترحمی ناگفتنی پنهان است.

هوشیار باش،جهان گودالی ژرف و تاریک است. در هر سو،مرگ دامش را گسترده است