پیک جنوب
Courrier sud
- نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری
- ترجمه پرویز شهدی
- ناشر مجید
سنت اگزوپری در واقع ایکاروسی است در بند هزار توی زندگی خاکی، فکر و ذکرش رهایی از این زندان است، زندان تن، راه چارهاش پرواز است و وسیله پرواز: هواپیمان. آن وقت در پهنه بیکران آسمان و جنگجویان خطرآفرینش: باد، توفان، مه، راه گم کردن در دل صحرایی که همه جایش یکسان است، خلبان، راوی داستانهایش هم میشود، داستانهایی که داستان نیستند، حقیقتند، ماجراهایی هستند که برای خودش و رفقای همپیشهاش اتفاق افتاده و از آنها جان سالم در برده یا جان باختهاند. اما این آدمی که با ماشین، با مسائل فنی، با پرواز و خطرها و مشکلات آن دست به گریبان است، طبعا نباید اهل اندیشه و سیر و سلوک و کشف و شهود باشد، اما در حقیقت چون اهل این حرفهاست به هوانوردی رو میآورد. زمین برایش قفس تنگی است مانند بدنش، برای اندیشیدن و سیر و سلوک نیازی به فضای بیکران دارد، چه جایی بهتر از صحرا و آسمان.
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۴۵۳۰۹۷۵
- سال نشر
- ۱۳۹۲
- تعداد نقل قول
- ۳
نقل قولها و فعالیتها
۳ نقل قول
پول وسیلهای است برای به دست آوردن مال و اموال، برای شور و هیجانهای ظاهری - اما ثروت: وسیلهای است که به همه چیز دوام میبخشد. رودی است ناپیدا، زیرزمینی که طی یک قرن خاطرهها و دیوارهای خانه ای را سیراب میکند: به طور خلاصه، روح را.
این رسمها، این قراردادها، این قانونها، همه چیزهایی که تو ضروریشان نمیدانی، همه چیزهایی که از آنها گریختهای… همینها چهارچوب زندگی را تشکیل میدهند. برای زنده ماندن، آدم باید حقیقتهایی ایستا را دور و برش داشته باشد. اما پوچ و بیهوده یا غیرعادلانه بودن، اینها همهاش فقط حرف است.
بعضی وقتها سادهترین واژهها به ظاهر، دارای چنان قدرتی میشوند که برای آبیاری کردن بذر محبتی کافی هستند.